معرفی هنرمند | لکساندر مک‌کوئین

نگار آذرپویانگار آذرپویا

“آنچه من انجام می‌دهم شکلی از بیان هنری‌ست، که از طریق مد –تنها به عنوان یک رسانه- به آن جهت می‌دهم.”

الکساندر مک‌کوئین

شوهای لباس وی بسیار تماشایی‌، ‌تأثیرگذار‌، زیبا و البته به‌طرزی هولناک بیننده را عصبی ‌می‌کند. همه‌ی اینها فراموش‌نشدنی هستند و امروز منتقدان آنرا پرفورمنس آرت یا هنر اجرا ارزیابی ‌می‌کنند. مک کوئین از جمله طراحانی است که کت‌واک را برای انتقال پیام حامل استحاله بکار ‌می‌گیرد و بدن را با اثر هنری ادغام ‌می‌کند. شوهای لباس او همواره حالتی اپرایی و نمایشی داشته است. تماشایی و گاه برانگیزاننده بود که هنر نمایشی‌، موسیقی و فیلم را در جهت رسیدن به نتیجه‌ای فراموش‌نشدنی ترکیب کرد. او جزو طراحانی است که همواره دغدغه هنر را داشته است. هنگامی که در ۲۰۱۰ خودکشی کرد، دنیای مد را بسیار متأثر کرد؛ چرا که در ۴۰ سالگی به یقین مهم‌ترین طراح نسل خویش بود و به خاطر ترکیب بی‌پروای تکنیک‌های کلاسیک کوتور‌، هوشمندی و احساس‌گرایی پانک و جنسی از آینده‌نگری در مد بسیار مشهور بود؛ هر دو میراث وی، یعنی طراحی‌هایش و داستان صعود اسطور‌ه‌ای‌اش در حد یک دیزاینر بسیار بزرگ در کمپانی جیوانجی، و همچنین تاسیس برند شخصی‌اش، یعنی   MCQ پس از مرگ وی بلافاصله مورد توجه و تجلیل قرار گرفت (  ۲۰۱۳٫ ۴۸ ،Oakley Smith & Kubler).

استقبال غیرمنتظر‌ه‌ای از نمایشگاه “مروری” آثار وی- پس از مرگ هنرمند – با عنوان زیبایی رام‌ناشدنی (Alexander Mcqueen: Savage  Beauty) در موزه متروپولیتن نیویورک در سال ۲۰۱۱ به عمل آمد و باعث تثبیت جایگاه وی در آرشیوهای فرهنگی قرن ۲۱ شد؛ که در ادامه‌ی این بخش به اهمیت این نمایشگاه پرداخته می‌شود. با این‌حال حتی در دوران زندگی نیز این طراح، اغلب هنرمند لقب ‌می‌گرفت. به هر صورت هنر برای او مهم بود؛ چه نفس هنر باشد و چه ‌به‌عنوان منبع الهام. کلکسیون آثار هنری خصوصی او شامل اثری از جیک انددینسون چاپمن[۱]‌، سم تیلور جانسون[۲] و فرانسین بیکن[۳] و همچنین هنر دوره ویکتوریا و بیزانتین[۴] بود (Lbid,154). آخرین مجموعه یا کالکشن مد طراحی شده توسط او نمادهای دوره بیزانتین را در خود داشت.

مک کوئین به‌طرز خاصی از کشمکش بین نور و تاریکی لذت ‌می‌برد و از تمام چیزهای مرگبار و هولناک الهام ‌می‌گرفت و این تعلق خاطر در اغلب مجموعه‌های غریب و دمد‌می‌اش تجلی یافت. تعدادی از به یادماندنی‌ترین شوهای لباس او‌، رگه‌های مفهومی نیرومندی نیز در خود دارند.

در این میان مجموعه تجاوز هایلندز- واژه ای مربوط به منطفه‌ی کوهستانی اسکاتلند- (Highland Rape) -پاییز و زمستان ۱۹۹۵- با مدل‌هایی ژولیده عموماً ‌به‌عنوان حرکتی زن‌گریز سوء‌تعبیر شد؛ در حالیکه طراح در واقع تفسیری جدی در مورد روابط آشفته اسکاتلند و انگلستان ارائه کرده بود (‌ kubler , 2013, 48 & Oakley smith). درواقع  لباس‌های مک کوئین خاصیت قدرت‌بخشی به زنان را داشت و خود نیز آن‌ها را به مانند سلاحی زره‌گونه برای زن معاصر تعبیر ‌می‌کرد. اپل‌ها یا سردوشی‌های به شکل جمجمه پرنده و تصاویری از مارهای زهردار و سمی که به خود پیچیده‌اند، کفش‌های غیرمتحمل و باورنکردنی، شبیه به نوعی حیوان گورکن‌، یا لایه‌های پوشیده از پر که مدل را به پرند‌ه‌ای عجیب و مرموز تبدیل ‌می‌کردLbid) ).

اندرو بولتن[۵] در مصاحبه‌ای با آلسیون کوبلر[۶] ‌می‌گوید: “آنچه در مورد مک کوئین خاص بود‌، استفاده  از مد به مانند مجرایی برای انتقال و برانگیختن احساسات در بیننده بود. برای او اهمیت نداشت شما از کارش خوشتان بیاید یا نه. او فقط از شما انتظار داشت در مقابل آن واکنش نشان دهید!” سازمایه و متریالی که او بکار ‌می‌برد چیزی خارج از دنیای مد بود، مثل صدف یا پرهای خیلی بزرگ و حجیم که کیفیتی بت‌پرستانه به آنچه توسط او خلق ‌می‌شد ‌می‌بخشید و آنچه شگفت‌آور بود پاسخ و واکنش مبنی بر احساس مردم بود‌. شاید اگر او به این زودی از دنیا نمی‌رفت، مردم تا این حد نسبت به او و آثارش هیجان‌زده نمی‌شدند‌. منظورم این است که احساس‌ها و عکس‌العمل‌ها در این شرایط شدت گرفته است، اما در هر صورت به این نگرش ناب و اصیل نسبت به دنیای مد پاسخ داده ‌می‌شد (Lbid , 160).

در شوی بهار و تابستان ۲۰۰۱ با عنوان Voss، که به مانند ترکیبی از تئاتر و مد به نظر ‌می‌رسید؛Michelle Olley  -نویسنده‌- ‌به‌عنوان مدل اصلی انتخاب شد و این شو ‌به‌عنوان یکی از بهترین و خلاقانه‌ترین کارهای مک کوئین عنوان شد‌. سناریو به این‌ترتیب بود که خانم اولی داخل جعبه شیشه‌ای بسیار بزرگ و پر از بید، که یک ضلعش ‌می‌افتد و خرد ‌می‌شود، لم داده است‌… .

مک کوئین ذهنیت خود را اینگونه شرح داد: واداشتن مخاطبان به خیره شدن در انعکاس خود برای مدتی بیش از یک ساعت! “خیلی راضی بودم از مانیتور ‌می‌دیدم چطور همه سعی دارند به خودشون نگاه نکنند. در صنعت فشن فوق‌العاده بود که همه چیز رو به خود تماشاگر باشه! خدای من نمایش غریبی بود!” www.youtube.com)).

دافنه گینس Daphne Guinnes در مورد این نمایش ‌می‌گوید: “تجربه‌ی من از حضور در شوهای مک کوئین از ‌نو آزمودن خودم بود‌. به نوعی احساس ‌می‌کنم بخشی از آن چیزی هستم که در حال اجرا است. زمان و البته مک کوئین، مخاطبان را به چالش ‌می‌کشد تا با خود مواجه شوند. این مسأله دقیقاً در مورد (voss) (شوی ۲۰۰۱٫ بهار- تابستان) صدق ‌می‌کند. جایی که ما تماشاگران مجبور بودیم ناخواسته به انعکاس دسته‌جمعی‌مان در یک حجم آینه‌ای بزرگ چهارگوش به‌مدتی نزدیک به دو ساعت قبل از آغاز نمایش مد خیره شویم و مسلماً این تأخیر در برنامه عمدی و مقتصدانه بوده است. در پایان نمایش، این شیشه ‌می‌افتد و خرد ‌می‌شود و آنچه آشکار ‌می‌شود، میشل اولی برهنه است که ماسک به صورت زده و با تنی بید زده لم داده‌… . این نمایش درواقع ‌تأثیری عمیق روی من گذاشت، بیشتر از هر آنچه در گالری تیت لندن (Tate) دیده‌ام !” ( ۸,Oakley smith & kulder, 2013 )‌.

این نمایش ملهم از عکسی از جوئل پیتر ویتکین[۷] با عنوان  Sanitariumبوده است‌، در این عکس زنی فربه با یک دستگاه تنفسی بسیار قدیمی به یک میمون وصل شده و میشل اولی نقش همان زن را در این نمایش بازآفرینی ‌می‌کند. با آغاز نمایش چراغ‌های درون جعبه آینه‌ای روشن ‌می‌شود و منظره دیدنی زن و میمون نمایان ‌می‌شود. مک کوئین در مورد ایده این اجرا گفته بود که مقصودش در این مجموعه چرخاندن نگاه تماشاگران به سمت خودشان بود و وادار کردن آن‌ها به فکر کردن درباره اینکه “آیا من دقیقاً به همین خوبی و قشنگی هستم که در این آینه به نظر ‌می‌رسم؟” به بیان او همیشه مدل‌های زیبا در این مکان و در این سالن‌ها قدم زده‌اند و اکنون ناگهان زنی که زیبا فرض نمی‌شود به جای آن‌ها آشکار ‌می‌شود و او در این نمایش سعی داشت این موضوع را بیان کند که زیبایی امری باطنی است و از درون بر ‌می‌آید‌ (metnuseum. Org, 15 Aprill, 2013).

“الکساندر مک کوئین، زیبایی رام ناشدنی” “Savage  Beauty”  by Alexander  Mcqueen (Metropolitan Museum  of  Art):

مسائلی از جمله نژاد‌، طبقه‌، جنسیت و محیط زندگی در کارهای مک‌کوئین مطرح است. دیزاین‌هایش شمایل‌گونه (iconic) و رادیکال است، و خلاقیت‌ها و ابداعاتی هم بواسطه تکنولوژی انجام ‌می‌دهد. زیبایی‌شناسی مک کوئین متمایز است و اجراها و شوهای لباسش مانند چیدمانی آوانگارد یا پرفورمنس به نظر ‌می‌آید. وقتی موزه متروپولتین نیویورک در ۲۰۱۱ نمایشگاه مرور بر آثار هنرمند با عنوان “الکساندر مک کوئین، زیبایی رام ناشدنی” را برگزار کرد با استقبال چشمگیری رو به رو شد و بیش از شش صد و پنجاه هزار نفر بازدیدکننده داشت‌. این رقمی بی‌سابقه بود و بدین‌ترتیب متروپولیتن بین ۱۰ موزه پر بازدید جهان قرار گرفت. این نمایشگاه آزمونی در جهت ارزش فرهنگی مد و حاکی از جاذبه‌ی قرار‌گرفتن مد در بافتار و موقعیت هنرهای زیبا بود (Andrew Bolton & Solve Sundslo, 2011, ).

[۱] . Jake  and Dinson  Chapman

[۲] . San  Taylor  Johnson

[۳] . Francis Bacon

[۴] . Victorian & Byzantine

[۵] . Andrew  Bolton

[۶] . Alison  Kubler

۷ .Joel  Peter  Witkin

 

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *