لی‌آوت / لی‌آوت از احساس تا کاربرد

پنجشنبه بیست و هشتم آبــان ماه نود و چهار، هشتاد و سومین جلسه گپ گرافیک با موضوع لی‌آوت، از احساس تا کاربرد برگزار شد. همایون کاظمی و سعید فریسی بصورت مشترک سخنران این نشست بودند که در زیر گزیده‌ای از ارائه‌ی آنها آمده است:

در ابتدا این جمله: که جهان هستی به عنوان کالبدی از لایه‌ها، احساسات و سطوح بی‌نهایت است، که از طریق فضا و زمان فشرده شده و در هم پیچ و تاب خورده است. (ژیل دولوز) و این مسئله مطرح می‌شود که یک طراح گرافیک چگونه می‌تواند احساسات خود را به عنوان یک هنرمند در یک اثر گرافیکی نشان دهد و در این راستا ۳ سوال مطرح می‌شود که:

احساس چیست؟

آیا بیان احساس و انتقال آن به مخاطب ممکن است؟

آیا بیان احساس در هنر (دیزاین) ممکن است؟

برای رسید به پاسخ این سوالات شاید بتوان به ساختار شکنی و فولدینگ (به عنوان یک فلسفه) و زیر مجموعه‌ای از ساختار شکنی اثر هنری اشاره کرد. ویژگی‌های فلسفه فولدینگ که توسط ژیل دولوز (فیلسوف فرانسوی) در طراحی (دیزاین) مطرح شده است، این موارد می‌باشد:

(لایه لایه بودن )چند لایه‌گی با حفظ ماهیت هر لایه و قرارگیری لایه‌ها در کنار هم/ عمودگرایی، طبقه‌بندی و سلسله مراتب را مردود دانسته و به جای آن مطرح شدن افقی‌گرایی و هم‌ترازی/ فرم‌های قابل انعطاف و قابل تطبیق با شرایط محیطی (طراحی ارگانیك)/ در این نوع طراحی تباین‌هایی مانند تقارن، عدم تقارن و… به چشم می‌خورند اما این تضادها به نسبت دیکانستراکشن (ساختارشکنی) منعطف ترند و در هم می آمیزند. و در نهایت وجود نظم در بی نظمی.

سپس بعنوان مثال در طبیعت به چیدمان درختان جنگل که نمودی از نظم در بی‌نظمی می‌باشد اشاره شده و بعد از آن نمود فولدینگ در معماری استادیوم آشیانه پرنده در پکن و تصویری از آن نمایش داده می‌شود. اما در گرافیک (هنرهای زیبا و کاربردی) که دارای اصول و قواعد و چهار چوب:

۱- محدودیت

۲- یکپارچگی (یونیفرم) چگونه خواهد بود؟ مخصوصا در لی‌آوت بعنوان ساختاری منظم در زیر مجموعه ارتباط تصویری (گرافیک) و سوال اصلی ( آیا احساسات هنری طراح باعث بیانی مناسب، خلاقانه و پرمعنی می‌شود یا پیروی از نظم و قانونمندی در چیدمان عناصر بصری و نوشتاری و اینکه چگونه می‌توان تعادلی بین این دو ایجاد کرد؟ ) مطرح می‌گردد. برای پاسخ به این سوال در ادامه آثار هنرمند مطرح امریکایی دیوید کارسون مورد بررسی قرار گرفته و نمونه‌هایی از آثار صفحه آرایی ساختار شکنانه و متفاوت وی نمایش داده می‌شود، آثاری همچون صفحات داخلی مجلات و روی جلد های نشریه ریگان که یونیفرمی متفاوت در هر شماره نسبت به شماره قبلی داشته و شاخصه‌های اصلی آثار وی در چند مورد: استفاده از هر ابزار بعنوان عنصری بصری و فرم واحد/ دستکاری کردن و مواج کردن نوشته‌ها/ نظم بصری بخشیدن به واژه‌ها/ ورود حروف به عنوان یك عنصر بصری به مارژین/ چیدمان ساختار شکنانه نسبت به گرید/ استفاده و ایجاد بافت به عنوان یك عنصر بصری تاثیر‌گذار، بیان می‌گردد. همچنین دو نمونه از تایپوگرافی و طراحی حروف دیوید کارسون نشان داده شده و جمله معروف استاد قباد شیوا (که اتحاد اکثریت به نفع اقلیت میشود). برای حاضرین بیان می‌شود.

در ادامه جناب دکتر فریسی اضافه کردند :
در وهله ی اول باید در نظر داشت، مخاطب ما چه کسی است؟ در چه رده‌ی سنی قرار دارد؟سطح تحصیلات و مهمتر از همه انتظارات مخاطب چیست‌؟ انتقال اطلاعت ما توسط مجله انجام می‌گیرد یا کتاب؟
مطلب دوم پیام ما است، متن ما تبلبغاتی است یا سرگرم‌کننده؟ اگر مطلب عملی و جدی و سنگین است و نیاز به تفکر دارد باید سرعت خوانایی را کنترل کنیم، بنابراین اگر هدف من این است که متن خوانا باشد و با ضریب بالایی درک و به خاطر سپرده شود باید این زیبایی را کنترل کنم.
در حقیقت تعریف کلی برای دیزاین این است که: دیزاین، منطق در هنر است یعنی جواب به یکسری از چراها.

اکنون به تعریف خود صفحه آرایی بپردازیم‌: صفحه آرایی در لغت فارسی یعنی آرایش صفحه ولی در انگلیسی layout یعنی : lay گذاشتن روی چیزی  out چیدمان مرتب،  یعنی یک سری اطلاعات را روی کاغذ می‌ریزیم و بعد مرتبش می‌کنیم، بعد به تایپوگرافی می‌رسیم ما در دنیای گفتار و شنیدار و دیدار بازی می‌کنیم، همه‌ی عناصر بصری را در چیدمانی قرار می‌دهیم تا مخاطب بتواند پیغام ما را با بیشترین درصد دقت و سرعت بگیرد، یعنی ما سرعت و دقت مخاطب را با استفاده از اصول تایپوگرافی کنترل می‌کنیم . یکی از اصول تایپوگرافی در وهله‌ی اول خوانایی است . Readibility  و legibility هر دو به اشتباه خوانایی ترجمه می‌شدند اما در اصل با هم فرق دارند، Readibility خوانایی و legibility خوانایی دیداریی است. هدف تایپوگرافی این است که با حروف و مخاطب بازی کند آیا ما می‌خواهیم خواننده اشتباه بخواند یا درست ؟ حروف خوانا و رسا باشند یا نه ؟

مطلب بعدی تفاوت تایپ فیس و فونت است که بسیار اساسی است . تایپ یا تایپ فیس دارای کاراکتر و شخصیت است ولی فونت یک برنامه ی کامپیوتری است که اگر این دو را با هم اشتباه بگبربم موضوع پیچیده‌تر می‌شود به محض تفکیک این دو از هم راه برای تحقیق بازتر می‌شود، مطلب بعدی تفاوت بین متن اصلی، عنوان و زیر عنوان است. اجزایی که در یک صفحه قرار می‌گیرند کدامند؟ باید تفاوت اندازه بین تیتر و زیر تیتر و متن قائل شویم تا خواننده راحت‌تر بتواند بخواند و مطلب را متوجه شود برای مثال اندازه ی فونت برای متن اصلی بین ۹ تا ۱۲ و برای عنوان بین ۱۴ تا ۱۸ است البته اندازه ی فونت به نوع آن هم بستگی دارد گاهی امکان دارد بنا به نوع ظاهری فونت این اعداد فرق کنند ولی همچنین زیبایی خود را حفظ کرده‌اند .همچنین در استفاده از فونت‌ها در یک متن هیچ‌گاه بیشتر از دو نوع فونت برای یک متن استفاده نمی‌شود در ادامه اندازه‌ی فونت مهم است زیرا اندازه‌ی فونت طول سطر، و طول سطر چیدمان‌های هر پاراگراف را به ما می‌دهد، اگر اندازه ی فونت را درست انتخاب نکیم اندازه‌ی طول در نمی‌آید و این امر باعث می‌شود که ارتفاع پاراگراف نیز به‌دست نیاید و باعث عدم خوانایی متن شود. مطلب مهم بعدی رابطه ی AbA است این رابطه موسیقی شعرگونه بر روی صفحه است ( به تایپوگرافی موسیقی بصری نیز گفته می‌شود) در این رابطه ما یک A یک B و دوباره یک a داریم که نیازی نیست a دوم مانند اولی شود A می‌تواند خط باشد و B تصویر، با شدت و بزرگی و کوچکی متفاوت. ما اینجا ۳ عنصر داریم این عدد به‌دلیل انتخاب شده که ۳ عنصر کنار هم، کوچکترین فرم را به ما می‌دهد که حرکت را به‌وجود می‌اورد اگر اصل ABa درست رعایت شود صفحه ی ما داینامیک می‌شود.

بطور کلی ما ۳ مکتب داریم: مکتب گرید سنتی که برگرفته از هندسه ی طلایی است (مکتب تبریز و شیراز نیز بسیار به این مکتب نزدیک هستند با تفاوتهای بسیار ریز)، این مکتب تشکیل شده از دو صفحه رو به رو بصورت آینه‌ای است که  مساحتی با نسبت ۷۰ به ۳۰ به ما می‌دهد این نسبت زیر مجموعه‌ی نسبت طلایی بوده که در دوره‌ی باهاوس در این مدرسه زیر سوال رفت برای اینکه در آن زمان متن دست مذهبیون و اشراف بود و تمام متون یا خیلی خیلی ادبی و یا مذهبی و دینی بودند. بعد از دوران مدرن در مدرسه ی باهاوس تمام روش‌های سنتی را زیر سوال بردند برای مثال سریف را از تایپ حذف کردند که باعث تحولی شد که سن‌سریف به‌وجود آمد مانند هلوتیکا سپس به نقوش هندسی و منظم رو آوردند در سبک مدرن همه چیز بر اساس مربع و نظم خاص است سپس ستون‌بندی و ردیف‌بندی اضافه کردند و اولویت را به مخاطب دادند طول سطر وابسته به اندازه ی تایپ است اندازه ی تایپ تعداد واژه در یک سطر است که چیزی بین ۹ تا ۱۳ واژه است این باعث می‌شود طول سطر به اندازه‌ی کافی باشد تا مطب را برساند و نه آنقدر زیاد شود که از فضای منفی که فضای فعال است کم کند و طول سطر با فضای بین سطرها بازی خواهد کرد اما ارتفاع پاراگراف، هرچه پاراگراف‌های ما به مستطیل عمودی نزدیکتر باشد خوانایی متن بیشتر است و این باعث شد سیستمی که هم اکنون در مجلات دیده می‌شود به‌وجود آید بعد از دوره‌ی مدرن هم اکنون مکتب پست مدرن که در کارهای دیوید کارسون هم قابل مشاهده است برروی کار آمده است و ساختار مربع و مستطیل بودن را زیر سوال برده است. اصل اساسی ساختارشکنی این است که ما صفحه را از اول تعریف می‌کنیم آیا صفحه می‌تواند فقط کاغذ باشد یا پلاستیک و یا متریال‌های دیگر هم قابل استفاده‌اند؟ در اصول ساختارشکنی اصل هرچیز به خودش برمی‌گردد برای مثال اگر شما برای یک درخت کاتالوگ طراحی می‌کنید تمام اطلاعات بصری لازم را از خود درخت می‌گیرید اصل هرچیز از خودش است نیازی نیست به دنبال چیزهای دیگر باشیم بافت نسبت‌ها و … همه از خود درخت قابل برداشت هستند حتی سیستم گرید را هم می‌توان از خود شی مورد نظر گرفت و دیگر نیازی به مربع و مستطیل نیست. و مطلب آخر یکی از اصول اصلی لی‌آوت برای کاربرد کنترل تعادل و تضاد است یعنی کجا باید وزن داشته باشد و کجا فضای منفی و کچا مثبت همچنین باید در نظر داشت که فضای منفی کار بسیار مهمتر و تاثیرگذارتر و فعالتر از فضای مثبت کار است و این یک نگاه پست مدرنی به صفحه بندی است.

 

 

نظرات

1 دیدگاه در "لی‌آوت / لی‌آوت از احساس تا کاربرد"


میهمان
محمد باقر رضایی
آذر ۴, ۱۳۹۴

چی بگیم؟؟؟؟؟؟؟
بیشتر توضیح بدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فونت، تایپ فیس، هرچیزی به اصلی خودش برمی‌گردد؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!