آشنایی با سبک‌های گرافیک / طراحی گرافیک از شوروی تا روسیه

جلسه سی‌و ششم گپ گرافیک پنجشنبه گذشته در محل خانه ختایی برگزار شد.با توجه به موضوع تعیین شده داریوش الهیاری درارائه خود به موارد زیر اشاره نمود:

طراحی گرافیک از شوروی تا روسیه
طراحی گرافیک در روسیه با انقلاب در اکتبر ۱۹۱۷ شکل جدیدی مخصوصا در زمینه پوسترهای تبلیغاتی، ضد جنگ و پروپاگاندایی صورت پذیرفت، که تا قبل از آن به این شکل به مرحله بروز و رشد نرسیده بود. در اواخر قرن ۱۹ پوستر جایگاه خود را به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای تبلیغاتی پیدا کرد و باعث شکل یابی سبک‌ها و مسیرهای رو به رشد هنرمندان اغلب نقاش، شاعر و فیلم ساز با محوریت کاربردی و اجتماعی و نیاز مبرم به این وسیله ارتباطی در بین مردم جنگ دیده و بیشتر قشر کارگری، کشاورز و به‌خصوص زنان که علاقه‌ی شدیدی به پیشرفت و صنعتی شدن کشورشان داشتنند. هدف آن معرفی ایده‌های انقلابی به مردم بود. هر ایدئولوژی نیاز به حمایت توسط تبلیغات دارد، بنابراین پوستر به عنوان یک ابزار ایدئولوژیکی مهم برای حزب کمونیست در نظر گرفته می‌شد. در زمان تولد پوسترهای تبلیغاتی، هیچ‌گونه ابزار اطلاع‌رسانی دیگری به جز روزنامه‌ها وجود نداشت، نه تلویزیون، نه اینترنت، رادیو و حتی برق. بنا بر این پوستر به عنوان رسانه‌ی گروهی، نیروی بالقوه زیادی داشت که برای مردم ایدئولوژی جدید، راه‌های فکر کردن و رفتار در زمان کار، جنگ یا در جامعه را توضیح دهد. تاریخ پوستر تبلیغاتی با تغییرات ایدئولوژیکی کشور جدید تعیین می‌شود. هر چند پیام و ظاهر آن‌ها در طول دهه‌های مختلف بر مبنای تغییرات ایدئولوژیکی رهبران روسیه تغییر کرده است.

در این میان هنرمندان زیادی برای رسیدن به اهداف کمونیستی با کمک رهبران کشورشان تلاش کردند که اغلب آن‌ها نقاشانی بودند که میدان کار با نقاشی را ترک گفته و گروه‌ها، کارگاه‌های پوسترسازی و تاسیس مدارس هنری و مجلات را دستور کار خود برای هدف بزرگ‌شان انجام دادند.

“الکساندر رودچنکو” یکی از بنیان‌گذاران جنبش ساختار‌گرایی (کانستراکتیویست‌ها خواستار دگرگونی بنیادی در روش‌های ساخت و ساز سنتی و به طور کلی نگرش جدید نسبت به هنر و زیبایی بودند) و هم‌چنین هنرمند پیشرو، تندیس‌ساز، نقاش، عکاس، طراح گرافیک، طراح مد و طراح صحنه در اتحاد جماهیر شوروی بود. از وی به عنوان یکی از نوابغ هنر شوروی یاد می‌شود. او در ابتدا به کار نقاشی و طراحی گرافیک پرداخت و سپس به فتومونتاژ و عکاسی گرایش پیدا کرد. رودچنکو می‌خواست هنر را در خدمت تغییرات اجتماعی به کار گیرد. به این ترتیب تحقیقات او در زمینه ساختارگرایی روسی او را به یک نظریه پرداز هنری تبدیل کرد و ایده‌های فوتوریستی را به شکل کاربردی و اجتماعی بنیان نهاد که این شکل جدید هنری به ایجاد خلاقانه منحصر به فرد اهمیتی نمی‌دهد و به جای آن یک شکل هدف‌دار هنر را تاکید می‌ورزد و جریان بسیاری خوبی را در زمینه طراحی گرافیک تبلیغاتی، به‌خصوص در روجلدهای مجله تازه تاسیس “لف” و پوسترهای فیلم و موسیقی راه اندازه می‌کند. برخی از تیترهای پوسترهای این طراح را مایاکوفسکی می‌سروده است.

ال لیستیزکی معمار و نقاش را معمولن با تصویرسازی‌هایی برای اشعار انقلابی مایاکوفسکی می‌شناسند (مایاکوفسکی از منسوبین به شاخه شوروی کانستراکتیویسم بود. سهم ادبیات روسی در هنر و فرهنگ این کشور بسیار تاثیرگذار بوده است و در نمایشگاهی با شعار “سیلی بر سلیقه عمومی مردم” در سال ۱۹۱۲ نقش خوبی را در هموار کردن راه برای دیگر هنرمندان بعد از خودش به‌جا گذاشت) که با همکاری کازیمرمالویچ نقاش به پایه‌گذاری سبک سوپرماتیسم که اغلب بر اشکال ساده هندسی و انتزاعی دلالت می‌کرد که کنستراکتویسم را بهتر در روش‌های ساخت و ساز بنیادی در این سبک نهادند. لیستیزکی علاوه بر نقاشی ایده‌های خوبی را در طراحی پوستر فیلم و صفحات داخلی مجلات و صفحه آرایی همراه با تکنیک‌های تایپ فوتوریستی دست زد.

پوسترهای فیلم نیز در هنر شوروری کمتر از دیگر ایدئولوزی‌ها نبود. برادران اشتنبرگ، الکساندر رودچنکو، پورساکف، ال لیستیزکی و مهم‌تر ازهمه سرگئی آیزنشتاین و دزیگا ورتف که با استفاده از فتومونتازهای، صحنه‌های خوبی را مثل بعد تصاویر سینمایی آفریدند و جنبش فتومونتاز شوروی نیز از سینمای این کشور سرچشمه می‌گیرد که ریشه در فرم‌های جنبش هنر کنستراکتیویسم داشت.

بعد از جنگ جهانی دوم مخصوصن در زمان جنگ سرد بیشتر کارهای تبلیغاتی بر باورهای عمومی مردم نسبت به بیزاری از جنگ و پیش به سوی صلح و پیشرفت نمادین و ملی گرایی کمونیستی شوروی، قبل از فروپاشی این کشور بود. که بیشتر با مفاهیم اجتماعی همراه بود. پوسترهایی که پس از جنگ تولید شدند، به اهمیت کار کردن می‌پرداختند و پیروزی قریب الوقوع کمونیسم بر کاپیتالیسم را نوید می‌دادند. پوسترهای تبلیغاتی بخشی از زندگی فرهنگی شوروی باقی ماندند تا در اواسط دهه ۱۹۸۰ سرانجام ناپدید شدند. تمام پوسترهای چاپ شده، در تعدادی بین پنج هزار و صد هزار، عمر بسیار کوتاهی داشتند و بسیاری از آنها اغلب وقتی دیگر به آن‌ها نیازی نبود، به‌طور کامل از بین می‌رفت.

همه این‌ها تلاش‌هایی بودند مختصر از هنرمندانی که تلاش کردند تا راه و مسیری مشخص برای ادامه سبکی که حتی تا به حال در بسیاری از طراحان معاصر و در حین حال روسیه بعد از فرو پاشی شوروی دیده بشود را، به اثبات برسانند و چیزی که در خور توجه است این‌که سبک گرافیک روسی بعد از گذشت بیش از یک قرن توانسته حاصل دستاوردهای خود را حفظ کند و حتی کامل تر از استایل‌هایی که می‌توان برای این سبک نام برد را پیش ببرند. در این سبک یک نوع هنرگرایی بومی نیز دیده می‌شود چرا که زبان آن‌ها و الفبای آن‌ها در ترکیب با تصاویر فتومونتازهای فرمی که این را در کارهای‌شان به اثبات رسانیده‌اند. تا برای بهتر درک کردن آن شاید نیاز به دانستن مفهوم فرهنگی آن باشیم.
طراحی گرافیک در روسیه با انقلاب در اکتبر ۱۹۱۷ شکل جدیدی مخصوصا در زمینه پوسترهای تبلیغاتی، ضد جنگ و پروپاگاندایی صورت پذیرفت، که تا قبل از آن به این شکل به مرحله بروز و رشد نرسیده بود. در اواخر قرن ۱۹ پوستر جایگاه خود را به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای تبلیغاتی پیدا کرد و باعث شکل یابی سبک‌ها و مسیرهای رو به رشد هنرمندان اغلب نقاش، شاعر و فیلم ساز با محوریت کاربردی و اجتماعی و نیاز مبرم به این وسیله ارتباطی در بین مردم جنگ دیده و بیشتر قشر کارگری، کشاورز و به‌خصوص زنان که علاقه‌ی شدیدی به پیشرفت و صنعتی شدن کشورشان داشتنند. هدف آن معرفی ایده‌های انقلابی به مردم بود. هر ایدئولوژی نیاز به حمایت توسط تبلیغات دارد، بنابراین پوستر به عنوان یک ابزار ایدئولوژیکی مهم برای حزب کمونیست در نظر گرفته می‌شد. در زمان تولد پوسترهای تبلیغاتی، هیچ‌گونه ابزار اطلاع‌رسانی دیگری به جز روزنامه‌ها وجود نداشت، نه تلویزیون، نه اینترنت، رادیو و حتی برق. بنا بر این پوستر به عنوان رسانه‌ی گروهی، نیروی بالقوه زیادی داشت که برای مردم ایدئولوژی جدید، راه‌های فکر کردن و رفتار در زمان کار، جنگ یا در جامعه را توضیح دهد. تاریخ پوستر تبلیغاتی با تغییرات ایدئولوژیکی کشور جدید تعیین می‌شود. هر چند پیام و ظاهر آن‌ها در طول دهه‌های مختلف بر مبنای تغییرات ایدئولوژیکی رهبران روسیه تغییر کرده است.

در این میان هنرمندان زیادی برای رسیدن به اهداف کمونیستی با کمک رهبران کشورشان تلاش کردند که اغلب آن‌ها نقاشانی بودند که میدان کار با نقاشی را ترک گفته و گروه‌ها، کارگاه‌های پوسترسازی و تاسیس مدارس هنری و مجلات را دستور کار خود برای هدف بزرگ‌شان انجام دادند.

“الکساندر رودچنکو” یکی از بنیان‌گذاران جنبش ساختار‌گرایی (کانستراکتیویست‌ها خواستار دگرگونی بنیادی در روش‌های ساخت و ساز سنتی و به طور کلی نگرش جدید نسبت به هنر و زیبایی بودند) و هم‌چنین هنرمند پیشرو، تندیس‌ساز، نقاش، عکاس، طراح گرافیک، طراح مد و طراح صحنه در اتحاد جماهیر شوروی بود. از وی به عنوان یکی از نوابغ هنر شوروی یاد می‌شود. او در ابتدا به کار نقاشی و طراحی گرافیک پرداخت و سپس به فتومونتاژ و عکاسی گرایش پیدا کرد. رودچنکو می‌خواست هنر را در خدمت تغییرات اجتماعی به کار گیرد. به این ترتیب تحقیقات او در زمینه ساختارگرایی روسی او را به یک نظریه پرداز هنری تبدیل کرد و ایده‌های فوتوریستی را به شکل کاربردی و اجتماعی بنیان نهاد که این شکل جدید هنری به ایجاد خلاقانه منحصر به فرد اهمیتی نمی‌دهد و به جای آن یک شکل هدف‌دار هنر را تاکید می‌ورزد و جریان بسیاری خوبی را در زمینه طراحی گرافیک تبلیغاتی، به‌خصوص در روجلدهای مجله تازه تاسیس “لف” و پوسترهای فیلم و موسیقی راه اندازه می‌کند. برخی از تیترهای پوسترهای این طراح را مایاکوفسکی می‌سروده است.

ال لیستیزکی معمار و نقاش را معمولن با تصویرسازی‌هایی برای اشعار انقلابی مایاکوفسکی می‌شناسند (مایاکوفسکی از منسوبین به شاخه شوروی کانستراکتیویسم بود. سهم ادبیات روسی در هنر و فرهنگ این کشور بسیار تاثیرگذار بوده است و در نمایشگاهی با شعار “سیلی بر سلیقه عمومی مردم” در سال ۱۹۱۲ نقش خوبی را در هموار کردن راه برای دیگر هنرمندان بعد از خودش به‌جا گذاشت) که با همکاری کازیمرمالویچ نقاش به پایه‌گذاری سبک سوپرماتیسم که اغلب بر اشکال ساده هندسی و انتزاعی دلالت می‌کرد که کنستراکتویسم را بهتر در روش‌های ساخت و ساز بنیادی در این سبک نهادند. لیستیزکی علاوه بر نقاشی ایده‌های خوبی را در طراحی پوستر فیلم و صفحات داخلی مجلات و صفحه آرایی همراه با تکنیک‌های تایپ فوتوریستی دست زد.

پوسترهای فیلم نیز در هنر شوروری کمتر از دیگر ایدئولوزی‌ها نبود. برادران اشتنبرگ، الکساندر رودچنکو، پورساکف، ال لیستیزکی و مهم‌تر ازهمه سرگئی آیزنشتاین و دزیگا ورتف که با استفاده از فتومونتازهای، صحنه‌های خوبی را مثل بعد تصاویر سینمایی آفریدند و جنبش فتومونتاز شوروی نیز از سینمای این کشور سرچشمه می‌گیرد که ریشه در فرم‌های جنبش هنر کنستراکتیویسم داشت.

بعد از جنگ جهانی دوم مخصوصن در زمان جنگ سرد بیشتر کارهای تبلیغاتی بر باورهای عمومی مردم نسبت به بیزاری از جنگ و پیش به سوی صلح و پیشرفت نمادین و ملی گرایی کمونیستی شوروی، قبل از فروپاشی این کشور بود. که بیشتر با مفاهیم اجتماعی همراه بود. پوسترهایی که پس از جنگ تولید شدند، به اهمیت کار کردن می‌پرداختند و پیروزی قریب الوقوع کمونیسم بر کاپیتالیسم را نوید می‌دادند. پوسترهای تبلیغاتی بخشی از زندگی فرهنگی شوروی باقی ماندند تا در اواسط دهه ۱۹۸۰ سرانجام ناپدید شدند. تمام پوسترهای چاپ شده، در تعدادی بین پنج هزار و صد هزار، عمر بسیار کوتاهی داشتند و بسیاری از آنها اغلب وقتی دیگر به آن‌ها نیازی نبود، به‌طور کامل از بین می‌رفت.

همه این‌ها تلاش‌هایی بودند مختصر از هنرمندانی که تلاش کردند تا راه و مسیری مشخص برای ادامه سبکی که حتی تا به حال در بسیاری از طراحان معاصر و در حین حال روسیه بعد از فرو پاشی شوروی دیده بشود را، به اثبات برسانند و چیزی که در خور توجه است این‌که سبک گرافیک روسی بعد از گذشت بیش از یک قرن توانسته حاصل دستاوردهای خود را حفظ کند و حتی کامل تر از استایل‌هایی که می‌توان برای این سبک نام برد را پیش ببرند. در این سبک یک نوع هنرگرایی بومی نیز دیده می‌شود چرا که زبان آن‌ها و الفبای آن‌ها در ترکیب با تصاویر فتومونتازهای فرمی که این را در کارهای‌شان به اثبات رسانیده‌اند. تا برای بهتر درک کردن آن شاید نیاز به دانستن مفهوم فرهنگی آن باشیم.

نظرات