لی‌آوت / لي‌آوت در کمپین تبلیغاتی

پنجشنبه هفته گذشته، دومین جلسه موضوعی لی‌آوت با ارائه جلال پیرمرزآباد به میزبانی خانه گرافیک برگزار گردید. موضوع مطرح شده درمورد لي‌آوت در کمپین تبلیغاتی بود که در زیر گزیده‌ای از مطالب ارائه شده به قلم سخنران آورده شده است:
لی اوت در کمپین تبلیغاتی

با بررسی لی‌آوت کمپین‌های تبلیغاتی فولکس واگن و ایوس

دیدگاه‌های برن باخ

ارتباط صادقانه و اطمینان به هوش مخاطب

شالوده ی تفکرات برن باخ در آغاز فعالیتش، بر ویژگی‌ای استوار گردید که تا قبل از آن کمتر از سوی متولیان امر تبلیغات، مورد توجه قرار می‌گرفت و آن اتکاء به هوش مخاطب بود. وی به عنوان یک ایده‌پرداز، قدرت طرح یک فکر بزرگ را داشت اما نکته‌ای که بیش از این حـائز اهمیت است، اطمینـانی بود که برن باخ از درک آن فکر توسـط مخـاطب حاصل می‌کرد. این امر بیش از آن که به استعداد مربوط باشد، به شجاعتی نیاز داشت که تا آن زمان کسی از خود نشان نداده بود.
برن باخ معتقد بود که “در کارهای تبلیغاتی، نباید مصرف کننده را احمق فرض کرد و نیز نباید به گونه‌ای برخورد شود که گویا قصد درس دادن به او در میان است. آن چنان که بیه روت می‌گوید: “ارتباط صادقانه با لحنی هم چون گویش محاوره‌ایِ روزمره‌ی مردم، به شیوه‌ی غالب در تبلیغات برن باخ بدل می‌شود”. در حقیقت برن باخ با توجه به احترامی که برای مخاطب خود قائل بود، صداقت را به عنوان شاه راه ورود به سطحی گسترده از باورپذیریِ مخاطب، قلمداد می کرد و معتقد بود “تا زمانی که مردم شما را باور نکرده اند، آن چه را که گفتـه ایـد، حقیـقـت نیست”
هدف نهایی یک تبلیغ از دید برن باخ، ترغیب افراد برای خرید محصول است.

اهمیت بدعت و اصل خلاقیت

بدون شک میـراث دهه‌ی ۶۰ برای دنیای تبلیغات، واژه‌ی خلاقیـت است و این امر به طرز فزاینده‌ای، ما حصل شیوه‌ی تفکر برن باخ و نحوه‌ی نگرش وی به مقوله‌ی تبلیغات است. همان گونه که پیش‌تر نیز به آن اشاره شد، برن باخ به تغییراتی که در رفتار مخاطب و نحوه‌ی واکنشش به تبلیغات در آن دوره پدید آمده بود، پی برده و در عین حال معتقد بود که “اگر نتوانید توجه مخاطب را به آگهیِ خود جلب کنید، پس پول را تلف کرده و هیچ فرقی ندارد که چه می خواستید بگویید و هدفتان چه بوده است”

شیوه‌ی ارتباط کلامی/ بصری

همان گونه که پیش تر اشاره شد، برن باخ دارای تحصیلات آکادمیک در زمینه ی ادبیات بود. در ابتدا نیز به عنوان نویسنده‌ی آگهی شروع به فعالیت کرد و متعاقبا در همین زمینه به شهرت جهانی دست یافت. این امری طبیعی به نظر می رسید که چنین فردی برای واژگان و به طور کلی بخش کلامی یک آگهی تبلیغاتی، اهمیت فراوان قائل شود. اما تاثیر عمده ی وی، چیزی فراتر از این بود. شیوه ای که برن باخ بنا نهاد، مبتنی بر ارتباط هماهنگ میـان بخش های بصری و کـلامیِ اثـر بود و سعی بر از بیـن بردن هرچه بیشتـر موانعی داشت که پیام رسانیِ کلامی و بصری را از یک دیگر مجزا می‌ساخت. تا قبل از برن باخ، روند حاکم بر خلق آگهی تبلیغاتی بدین گونه بود که نویسنـدگان آگهی به صورت مجـزا بر روی نوشتـار اثر کار می کردند و کارگردانان هنـری، لی آوت اثر و ترکیب بنـدی آن را بر عهـده داشتند و در پایـان، آن هـا دو بخش کـار را در کنار یک دیگر قرار می‌دادند. البته این پایان ماجرا نبود و معمولا بخش کلامیِ اثر، مورد اجحاف قرار می گرفت. طراحان، با این بخش، به مثابه یک عنصر گرافیکی برخورد می کردند که باید به زیبایی، خود را با دیگر عناصر بصری تبلیغ، هماهنگ می کرد و هیچ گاه جذابیت و خوانایی نوشتار، به صورت منفرد مورد توجه قرار نمی گرفت. همه چیز به صورت یک نواخت و پشت سر هم ردیف می شد و به طور کلی این ترکیب بندی گرافیکی بود که بر تبلیغات مسلط بود. اما برن باخ معتقد بود که “نویسنده آگهی و کارگردان هنری می بایست در کنار یک دیگر کار را به جلو برند تا در نهایت بتوانند برای پیش برد آن، ایده ای طرح ریزی نموده، استراتژی ای اتخاذ کنند و با آن ایده ی خود را به ثمر برسانند”

مورد ۱ : کمپین فولکس واگن
در ایالات متحده، بن پون آلمانی به عنوان مدیر فروش محصولات در ایالات متحده انتخاب شد. وی قبل از آن توانسته بود در کشور هلند که در آن زمان با احساسات ضد آلمانیِ بسیار قوی شناخته می شد، فروش موفقیت آمیزی را ایجاد کند. اما پون هم نتوانست در ایالات متحده به عنوان مدیر فروش، توفیقی را برای فولکس واگن به ارمغان آورد. اوضاع به همین منوال ادامه پیدا کرد تا اینکه نوردبف به این نتیجه رسید که محصول اش نیازمند آن است که از یک ساختار فروش کاملا متفاوت و جدید، بهره مند گردد. اشمیتسِ جوان با چنین عقایدی مدیر تبلیغاتِ کمپینی شد که بعدها بهترین آگهی های تبلیغاتی در صنعت خودرو سازی را منتشر کرد. در ابتدا به چند آژانس تبلیغـاتی سفارش آگهی داد.
سرانجام و پس از جستجو هـای فراوان، اشمیتس آژانس دی. دی. بی را برای تبلیغـات خود برگزید و در ژوئیه ۱۹۵۹، قراردادی بین طرفین امضا گردید. در این بین، نکته ای که از اهمیت فراوان برخوردار است، نقشی است که نوع تفکر اشمیتس به عنوان یک سفارش دهنده، در تعیین مسیری راهبردی جهت خلق آگهی هایی در خور و متفاوت، از سوی آژانس برن باخ، ایفا می کند. نوع نگرش اشمیتس کاملا در راستای اندیشه های برن باخ بوده و همین امر سبب شکل گیریِ استراتژیِ نیرومندی برای فولکس واگن گردید. این استراتژی، عبارت بود از بنیان نهادن تبلیغات بر پایه ی ارتباط صادقانه و برجسته کردن ویژگی های خاصِ فولکس واگن برای مصرف کننده.
برای کمپین فولکس واگن، تیمی ۱۰ نفره، متشکل از کارگردانان هنری و نویسندگانِ زبده ای هم چون هلموت کرون و جولیـان کوئنینگ با رهبریِ خود برن باخ تشکیل شد، که تمامی تلاش آن ها، هماهنگ سازی و انطباق فلسفه ی فولکس واگن با فلسفه ی تبلیغاتیِ دی. دی. بی بود. با قرار گرفتنِ واقعیت، به عنوان مبنای خلق آگهی ها، عناصر بصری به عنوان عاملی تعیین کننده در دستیابی به این مهم، مد نظر قرار گرفتند. در عینِ حالی که نمایش ساده و روشنِ ایده ها نیز در دستور کار قرار گرفته بود. از این رو تمهیداتی در گزینش و جای گیـریِ عناصـر بصری اندیشیده شد که در ادامـه به آن ها پرداخته می شود.

مجموع آگهی های کمپین فولکس واگن، با برخورداری از کادری در قالب مستطیل عمودی، از گریدی ساده بهره می بردند. این گرید فضای کلیِ اثر را به دو بخشِ اصلی تقسیم می کرد: ۱) بخش فوقانی که اغلب سه چهارم از کلِ فضای آگهی را شامل می شد و در برگیرنده ی تصویری از محصول بود؛ و ۲) یک سوم پایینِ اثر که بخشِ نوشتار را تشکیل می داد. در کتاب ارتباط تصویری از چشم اندازِ نشانه شناسی، به نقل از پنینو چنین می گوید: “در مورد تصاویر تبلیغاتی، ترکیب بندی به گونه ای است که گویی نگاه، سطوح حامل اطلاعاتِ کلیدی را برمی گزیند”. که آثار برن باخ در کمپین فولکس واگن، مصداق کاملی از این سخن است. شاید در نگاه اول، استفاده از تصویری بزرگ و سیاه و سفید، به همراه چند سطر نوشته در پایینِ آن کاملا ساده به نظر بیاید ولی بررسیِ لایه های زیرینِ اثر، انتخاب هوشمندانه ی این عناصر را تصدیق می کند.
نخستین تمهید در راستای رسیدن به بیانی هر چه مستقیم تر، انتخاب ساخت محوری بود که اغلب آگهی ها بر اساسِ آن، طرح ریزی می شد. “در این نوع طرح ریزی، موضوع اصلی کاملا در محور نگاه بیننده ی اثر واقع شده است، این محور معمولا در مرکز صفحه قرار دارد”. گزینشِ چنین ساختی، به همان اندازه که متضمنِ هماهنگی اثر بود، می توانست یک نواختیِ آن را نیز در پی داشته باشد. از این رو بهره مندی از تضاد (به ویژه در اندازه ها) چه در ساحت تجسمی و چه در بازی با مفاهیمِ متضاد ، در اغلبِ آثار، مشهود است.
تمهید دیگر، شیوه ی استفاده از تصاویر بود که نکاتی حائز اهمیت را در بر می گرفت. ابتدا شیوه ی بیانِ تصاویر بود که از عکاسی به دور از زوایا و پرسپکتیو اغراق آمیز و تنها به مثابه شیوه ای مبتنی بر واقعیت، بهره می برد. نکته ی دیگر، رنگ تصاویر بود. آگهی های فولکس واگن سیاه و سفید طراحی می شدند که این امر را به دو علت می توان رویه ای سنجیده تلقی کرد: ۱) هماهنگی تصاویر سیاه و سفید، با جامعه ی مصرف کننده و شرایط اقتصادی و معیشتی ای که با آن سر و کار داشتند. استفاده از تصاویر سیاه و سفید، نقش به سزایی در افزایش قدرتِ باورپذیریِ مخاطب، در مواجهه با آگهی، ایفـا می کرد. ۲) در نظر گرفتـنِ خاستگاهِ عرضه ی آگهی ها. با توجه به رونقِ آگهی های مطبوعاتی طیِ دهه ی ۱۹۶۰، آگهی های فولکس واگن نیز در صفحات مجلاتِ لایف، لوک و ونیتی فیر، به چاپ می رسید. هم زمان با افزایش کاربرد عکاسی در تبلیغات و پیشرفت های فزاینده ی صنعت چاپ، به تبع، استفاده ی تمام و کمال و همه جانبه از مزایای عوامل مذکور، در دستور کار متولیان تبلیغات قرار می گرفت. از طرفی به طور معمول، آگهی های مطبوعاتی برای دستیابی به جذابیت بصریِ بیش تر، با رنگ های متنوع و عکاسی های چشم گیر، طرح ریزی می شدنـد. ولیکن استفاده از تصاویر سیاه و سفید لابه لایِ خیلِ گسترده ای از آگهی های رنگی، علاوه بر تصدیقِ استراتژیِ کلیِ فولکس واگن، خود به عاملی متفاوت و توان مند در جلبِ توجه ی مخاطب بدل شد.
تمهید دیگر، نحوه ی استفاده از نوشتار در آگهی ها بود. حجم نسبتا زیاد متن که در اغلب آگهی های فولکس واگن به چشم می خورد، با توجه به ارائه ی آگهی ها در مجلات، توجیه پذیر بود. این بخشِ نوشتار، دربرگیرنده ی عنوانی موجز، به همراه متنی بود که توضیحاتی مشتمل برمطالب پیرامون محصول و اغلب سرگرم کننده را شامل می شد. قلمِ”گوتیکِ قرنِ”سیاه برای
عنوان و معمولیِ آن برای متن انتخاب شد که قلمی بسیار ساده و به دور از هرگونه تزیین و پیچیدگی بود. افشار مهاجر معتقد است که: “وقتی در تبلیغ مطبوعاتی برای ایده ای خاص از عکسی بزرگ استفاده می شود، بهتر است متن با حروف بسیار ریز فقط در حدی که خوانده شود و شعار با حروفی کمی بزرگ تر از متن ارائه شود تا عکسی که از آن استفاده شده است، بهترین تاثیر را بر بیننده بگذارد”. در تبلیغات فولکس واگن، نوشتار متن دارای لحنی شبیه به گویش محاوره ایِ روزمره بود که البته علی رغم حجم نسبتا زیاد، به هیچ عنوان خواننده را دچار ملال نمی کرد و خود به عنوان بخشی پویا که قابلیت ماندگاری در اذهان مخاطبین را داشت، مطرح می گردید. ویژگیِ منحصر به فرد در زمینه ی نوشتارِ این آثار، انتخاب عناوینی بود که قانون بسیار محکمی را در تبلیغات شکست: استفاده ی معکوس از شعار ها برای معرفی محصول که تا قبل از مطرح شدن آن در آگهی های فولکس واگن، بیش تر به یک شوخی شبیه بود.
نهایتا، از عوامل زیر می توان به عنوان برجسته ترین موارد تاثیرگذار در موفقیت کمپین فولکس واگن، نام برد:
۱- اتخاذ استراتژی متکی بر ارتباط صادقانه، که برجسته کردنِ فوایدِ محصول را در پی داشت.
۲- سادگی و وضوحِ بیانِ ایده.
۳- صراحت لهجه و اهمیت به خوانش آسان
۴- شکستن عرف معمولِ حاکم بر تبلیغات خودرو با پرهیز از اغراق.
۵- به کارگیری عناوین غیر منتظره با مفاهیمی متناقض.
۶- کاربرد ظریف کنایه ها.
۷- توجه به شرایط اقتصادی و معیشتیِ جامعه ی مصرف کننده.

مورد ۲: کمپین ایویس
پذیرش جایگاه دوم و تاکید بر آن، به همان اندازه که به عنوان یک استراتژیِ تازه و جسورانه مطرح شد، به همان اندازه نیز واضح و قابل فهم بود. کمپین ایویس در پسِ برگزیدنِ این خط مشی غیر عادی، با تکیه بر اولین و بهترین نبودن، در حقیقت، دوم بودن را از منظری متفاوت (با این توضیح که از اول بودن بهتر است چرا که ما سخت تر تلاش خواهیم کرد) به مخاطبین خود معرفی کرد. فلسفه ی تاکید بر لزوم تفاوت با بهره گیری از تکنیک های خلاقه، در کمپین ایویس به طرز جامعی مجال بروز یافت. این تاکید بر تفاوت، در نخستین گام، انتخاب استراتژی و در مراحل بعد، شیـوه هـای اجـرایی آثار را نیز در بر گرفـت؛ آن چنـان که در این کمپیـن شاهد ظهور شیـوه ای غیر معمول در چیدمان عناصر بصری تشکیل دهنده ی آگهی ها هستیم. شیوه ای که در آن، نوشتار به عنوان غالب ترین وجه اثر، مطرح می گردد و حضور تصویر بر خلاف شیوه ی مستعمل در خلق آگهی های تبلیغاتیِ آن دوره، به حداقل ممکن تقلیل می یابد. این امر با توجه به فعالیت اصلی برن باخ در زمینه ی نویسندگی آگهی و اهمیت ویژه ی وی، به بخش ادبیاتِ اثر، چندان هم دور از ذهن به نظر نمی رسید.
در تبلیغات ایویس، فضای کلی آثار از دو بخش تشکیل شده است که یک سوم فوقانیِ آثار را شعار اصلی، متشکل از حروف سیاه با قلم پِرپِتوا تشکیل می داد و دوسومِ دیگر را متن آگهی با همان قلم و در همنشینی با مربع کوچکی در منتهی الیهِ سمت چپِ وسط آگهی، در بر می گرفت. این مربع ها را معمولا تصاویر عکاسی شده همانند آن چه در کمپین فولکس واگن انجام می شد، احاطه می کردند. به طور کلی مجموع آگهی های کمپین ایویس، بر محور نوشتار خلق می شدند. از این رو آگهی های مزبور به صورت چاپ در روزنامه و مجلات، ارائه می گردیدند که این امر مخاطب را قادر می ساخت به مطالعه ی آن ها بپردازد. از طرفی، بدیهی است که این حجمِ گسترده ی نوشتار، می تواند یک نواختی اثر را در پی داشته باشد. به همین دلیل، تمهیداتی برای فاصله گرفتنِ هر چه بیش تر از این موضوع و ایجاد تنوع در اثر، مطرح گردید که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد.
نخستین گام، انتخاب ساخت متوالی، به عنوان ساختی بسیار متنوع بود که علاوه بر دارا بودن حرکت، سبب سهولت در خواندن نوشتار توسط مخاطب (در اثری که وی با حجم گسترده ای از نوشتار مواجه بود) می گردید به نقل از مارتین ژولی چنین می گوید: “برای محصولی که دارای ویژگی های متعددی است و بیننده نیاز به خواندن و تفکر در متن دارد، ساخت متوالی مناسب تر است”. “الگوی مورد نظرِ این ساخت شبیـه حرف Z است، که از بـالای سمت چـپِ صفحـه آغـاز می شود، معمولا شعار آگهی خوانده می شود و سپس نگاه بیننده با یک خطِ مورب به پایین صفحه هدایت می شود”
از دیگر تمهیدات اتخاذ شده در تبلیغات ایویس، نوع استفاده ی تصاویر در این کمپین است که در بردارنده ی نکاتی حائز اهمیت می باشد. ویژگیِ برجسته ی فلسفه ی کاریِ برن باخ بر این امر استوار بود که وی هرگز در آثارش آن چه را می گفت، نشان نمی داد و آن چه را به تصویر می کشید، توضیح نمی داد. با توجه به این زمینه ی فکری، لزوم بررسی تصاویرِ آثار کمپین ایویس، بیش تر مطرح می گردد چرا که برن باخ در این کمپین بر خلاف این فلسفه عمل می کند. به عنوان نمونه هنگام مواجهه با اثری که شعار “ما دوم هستیم” را عنوان می کند تصویر انگشتانِ دستی به نمایش گذاشته می شود که در حال نشـان دادن عدد دو است. در حقیقت، تصاویر و نحوه ی به کار گرفتن آن ها در کمپین ایویس، صرفا به جهت ایجاد تنوع در ترکیب بندی ای که حجم وسیع نوشتار در آن به عنوان عنصر اصلی عرض اندام می کند، مورد استفاده قرار گرفته است. از این رو عکس، به اندازه ی کوچکی تقلیل یافته و نسبت به گستره ی افقی نوشتار، زاویه ای متمایز به
خود می گیرد. در شیوه ی بیان، جهت نزدیکی هر چه بیش تر به واقعیت، از عکاسی استفاده می شود به جز در یک نمونه که در آن از تصویر سازی بهره برده شده است که با بررسی این اثر از منظری دقیق تر، علت این امر آشکار می گردد. در این اثر چنین می خوانیم:
وقتی که شما شماره ی دو هستید، سخت تر تلاش می کنید. یا این که … .
ماهـی کوچک بایستـی خیلی سریع شنـا کند و همیشه گوش به زنگ باشد. ماهی های بزرگ، هرگز دست از خوردن کوچک ترها بر نمی دارند و ایویس تمامی مشکلاتِ ماهی کوچک بودن را می داند. ما تنها شماره ی دو هستیم و اگر تلاش نکنیم، خورده می شویم. هرگز زمان استراحتِ ما، فرا نخواهد رسید….

در نهایت، مولفه های زیر را می توان به عنوان برجسته ترین عوامل تاثیرگذار در موفقیت کمپین ایویس، بر شمرد:
۱- اتخاذ استراتژیِ نیرومند، هم سو با حقایق محصول که به تعریف جایگاهی درست از کمپانی، رقیب و مخاطب متنج می شد؛
۲- شکستن عرف معمولِ حاکم بر تبلیغات رقابتیِ سنتی؛
۳- تمرکز پیام بر خواست های مصرف کننده؛
۴- صراحت لهجه و بهره مندی از زبانی روان؛
۵- نوآوری در شیوه ی بیان با بهره مندی از تایپوگرافی به عنوان عنصر قالب؛
۶- سادگی در ارائه ی ایده.

فهرست منابع و مآخذ
کتب فارسی:
افشار مهاجر، کامران. (۱۳۸۸). گرافیک تبلیغات چاپی در رسانه ها. تهران: چاپ دوم، انتشارات سمت.
اگیلوی، دیوید. (۱۳۸۸). رازهای تبلیغات (ترجمه ی کوروش حمیدی و علی فروزفر). تهران: چاپ چهارم، انتشارات مبلغان.
پهلوان، فهیمه. (۱۳۸۷). ارتباط تصویری از چشم اندازِ نشانه شناسی. تهران: دانشگاه هنر.
ریس، آل و تروت، جک. (۱۳۸۷). جایگاه سازی، نبردی در ذهن (ترجمه ی ترانه قطب). تهران:
انتشارات سیته.
سولیوان، لوک. (۱۳۸۷). تبلیغات خلاق (ترجمه ی فرزاد مقدم). تهران: انتشارات سیته.
لیوینگ استون، آلن و لیوینگ استون، ایزابل. (۱۳۸۱) .فرهنگ طراحی گرافیک (ترجمه ی فرهاد گشایش). تهران: چاپ دوم، لوتس.
مگز، فیلیپ بی. (۱۳۸۸). تاریخ طراحی گرافیک (ترجمه ی ناهید اعظم فراست و غلامحسین فتح الله نوری). تهران: انتشارات سمت.
هولیس، ریچارد. (۱۳۸۵). تاریخچه ای از طراحی گرافیک (ترجمه ی سیما مشتاقی). تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
هیگینز، دنیس(۱۳۸۵). مصاحبه با بزرگان تبلیغات (ترجمه ی علی عبداللهی). تهران: انتشارات سیته.
ین، رابرت ک. (۱۳۸۱). تحقیق موردی (ترجمه ی علی پارسائیان و محمد اعرابی). تهران: چاپ دوم، دفتر پژوهش های فرهنگی.

مجلات فارسی:
روزم، فرانک. (۱۳۸۷). هویت سازی تبلیغات فولکس واگن (ترجمه ی لیا خاچیکیان). حرفه هنرمند (نشریه ی تخصصی هنرهای تصویری). شماره ی۲۶-۷۲-۵۷.
تلیس، جرارد ج. (۱۳۸۷). روند شیرین و مرموز تبلیغـات (ترجمه ی غزل ثمین). حرفه هنرمند (نشریه ی تخصصی هنرهای تصویری). شماره ی ۲

 

رزومه سخنران
جلال پیرمرزآباد

آخرین مدرک تحصیلی : کارشناسی ارشد گرافیک از دانشگاه هنر تهران

سوابق هنری :

• شروع فعالیت تصویرگری کتاب برای کودکان و نوجوانان از سال ۱۳۸۵
• تصویر سازی بیش از ۵۰ عنوان کتاب برای کودکان و نوجوانان
• شروع فعالیت حرفه ای در کارتون و کاریکاتور از سال ۱۳۸۶
• شرکت در جشنواره های متعدد کارتون، کاریکاتور و گرافیک
• عضو داوران و هیئت انتخاب چند جشواره بین المللی کارتون و گرافیک
و کسب چند جایزه ی بین المللی و کشوری در این رشته ها

• جایزه اول پنجمین جشنواره سراسری هنرستان های کشور - تصویر سازی، تبریز - ۱۳۸۱
• جایزه دوم جشنواره سراسری کاریکاتور گل آقا - کاریکاتور، تهران -۱۳۸۳
• نفر اول کنکور هنر کاردانی به کارشناسی در سال تحصیلی ۱۳۸۴ - ۱۳۸۵
• جایزه دوم جشنواره بین المللی فری کارتون وب - کاریکاتور، چین - ۱۳۸۵
• جایزه سوم جشنواره بین المللی کارتون گوگلم - کارتون، چین - ۱۳۸۵
• جایزه دوم جشنواره بین المللی کارتون شانس - کارتون، اسلواکی - ۱۳۸۵
• جایزه ویژه ی جشنواره بین المللی کارتون زامک - کارتون، کوزوو - ۱۳۸۶
• جایزه دوم جشنواره بین المللی کارتون آنکارا -کارتون، ترکیه - ۱۳۸۶
• جایزه دوم ششمین جشنواره سراسری کاریکاتور احسان - کارتون، شیراز- ۱۳۸۶
• جایزه دوم چهاردهمین جشنواره بین المللی جوانان کشور های اسلامی-کارتون، گرگان -۱۳۸۶
• لوح تقدیر پانزدهمین جشنواره بین المللی جوانان کشور های اسلامی - کارتون، گرگان ۱۳۸۷
• جایزه دوم جشنواره بین المللی کارتون تبریز -کارتون، تبریز ۱۳۸۷
• دیپلم افتخارجشنواره بین المللی کارتون سوریه - کارتون، سوریه ۱۳۸۷
• جایزه اول نخستین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی دانشجویان - کارتون، تهران - ۱۳۸۸
• جایزه اول نخستین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی دانشجویان - پوستر، تهران - ۱۳۸۸
• جایزه اول دومین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی دانشجویان - پوستر، استرالیا - ۱۳۸۸
• جایزه دوم دومین جشنواره هنرهای تجسمی -پوستر، تبریز - ۱۳۸۸
• جایزه ویژه اولین جشنواره سراسری کاریکاتور کرمانشاه - کارتون، کرمانشاه - ۱۳۸۹
• جایزه دوم جشنواره بین المللی کارتون برلین - کارتون، آلمان - ۱۳۹۱
• جایزه سوم جشنواره سراسری کاریکاتور بوکان - کارتون، بوکان - ۱۳۹۱
• جایزه اول بخش تصویر سازی کمیک جشنواره AYACC چین - کارتون، چین - ۱۳۹۲
• جایزه دوم پنجمین دوره جشنواره سراسری خراسان شمالی - کارتون، بجنورد - ۱۳۹۳
• دیپلم افتخار جشنواره بوداپست با موضوع مهندسی عمران - کارتون، مجارستان - ۱۳۹۳
• دیپلم افتخار ششمین جشنواره بین المللی قبرس - کارتون، قبرس ۱۳۹۳
• لوح تقدیر از هشتمین جشنواره پوسترهای عاشورایی - پوستر، تهران - ۱۳۹۳
• جایزه دوم سی و دومین مسابقه بین المللی کارتون "آیدین دوغان"/ترکیه- کارتون، ترکیه - ۱۳۹۴

سوابق شغلی :

• کانون تبلیغاتی و انتشارات نیک پی ( تهران) از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷
• همکاری به صورت طراح آزاد با کانون های تبلیغاتی مختلف، نشریات و شرکت ها از سال ۱۳۸۸ تا اواخر سال ۱۳۸۹
• شروع همکاری کانون تبلیغاتی نگاه نو ( تبریز) از تیر ماه سال ۱۳۹۰
• همکاری با کانون تبلیغاتی رابط از سال 86 تا کنون

محل اشتغال فعلی :

• مدرس در موسسه غیر انتفایی نبی اکرم تبریز(شهر تبریز) از سال تحصیلی ۱۳۸۸ - ۱۳۸۷ تا کنون
• مدیر هنری آژانس تبلیغاتی نگاه نو

نظرات