لی‌آوت‌/ بررسی اصول طراحی جلد کتاب

پنجشنبه چهاردهم آبــان ماه نود و چهار، هشتاد و یکمین جلسه گپ گرافیک با موضوع بررسی اصول طراحی روی جلد کتاب برگزار شد. سجاد اسعدی و فریبا عالی بصورت مشترک سخنران این نشست بودند که در زیر گزیده‌ای از ارائه‌ی آنها آماده است:

مقدمه :
کتاب چیست؟ کتاب یک شیء با قابلیت دربرگیری، نمایش و به اشتراک گذاشتن اطلاعات و ایده‌ ها در قالب مجموعه ای از تصاویر و کلمات است. (متیو تردیچ)
کتاب مجموعه ای از صفحات نوشته شده، مصور، چاپ شده یا صفحات خالی ساخته شده از جوهر، کاغذ، پوست حیوانات یا مواد دیگر است که معمولا از یکطرف یا سمت به یکدیگر محکم شده یا متصل میگردند هر صفحه در کتاب، ورق و هر سمت یا روی هر ورق صفحه نامیده میشود. (ویکیپدیا)

تاریخچه‌ی مختصر طراحی کتاب در ایران، کتاب آرایی و هنرهای وابسته به آن در طول مدتی بیش از هزارسال ( از قرن ۳ هجری به بعد ) از هنرهای فاخر و درخشان ایرانیان بوده است. پیش‌تر هم، کتاب‌های مصوری از عصر ساسانیان تا قرون اولیه‌ی هجری دیده شده است. در حقیقت نمونه‌های اصیل هنر نقاشی ایرانی را باید در کتاب‌های خطی مصور جستجو کرد که به فراوانی و به‌صورت گسترده از قرن هشتم هجری تا قرن ۱۱ سفارش داده شدند و نگارگری به یمن همین نسخه‌های نفیس، مجال و جایگاه بروز اصلی اش را پیدا کرد. هنر کتاب آرایی محصول کوشش گروهی هنرمندان از خوشنویس و نگارگر، تذهیب‌گر و جلدساز و … که تحت نظارت و مدیریت رئیس کتابخانه که اغلب خود، هنرمندی بلندآوازه و مورد احترام بود، به تولید و آراستن کتاب‌ها می‌پرداختند.
این جایگاه بلند از دو قرن گذشته تا به امروز آرام آرام کاستی گرفت و کتاب آرایی سنتی پس از جایگزینی فن چاپ منسوخ شد و به صورت تازه‌ای که از قرن شانزدهم میلادی در اروپا گسترش پیدا کرد. با تاخیری فراوان، در اینجا به شکل چاپ سنگی رایج شد و هنرمندان گرافیست را به معنای امروزی پدید آورد.
از آغاز قرن بیستم و رواج کامل چاپ در ایران، نسل سرگردانی از گرافیست ها و طراحان کتاب آغاز به کار کردند که از ریشه‌های گذشته‌ی کم نظیر هزارساله‌شان دور شده بودند و هنوز با آنچه در جهان معاصرشان می‌گذشت نیز همراه نشده و اطلاع چندانی از آن نداشتند. هرچند تعدادی از هنرمندان پیشگام دست به تجربه‌های تازه‌ای زدند، اما سرعت حرکت گرافیک جهانی به قدری زیاد بود که فاصله را پیوسته بیشتر کرد.
پس از انقلاب اسلامی: انتشار کتاب بیشتر شد و طراحی روی جلد را دچار وقفه کرد چراکه کتب سیاسی کپی شد.  شتاب چاپ کتاب‌های ممنوع باعث سهل‌انگاری و عدم توجه به کیفیت طراحی شده، طراحی جلد کتاب صدمات بسیاری دید. از دهه‌ی ۱۳۶۰به بعد که عطش کتب ممنوع فرونشست،  به جایگاه نشر و طراحی روی جلد دوباره توجه شد.
نکته: به دلیل کم شدن نمایشگاه‌های نقاشی، دلایل اقتصادی و نبود رشته‌ گرافیک، طراحی جلد کتاب‌ها ابتدا توسط نقاشان شروع شد. نگاهی گذرا به نحوه برخورد گرافیست‌های معاصر ما با مسئله هویت معاصر و پشتوانه سنتی گذشته، خبر از کارنامه چندان درخشانی نمی‌دهد و نمونه‌های موفق معدود به کنار، اغلب به صورت تکه‌برداری از پشتوانه‌ عمیقا ناشناخته مانده خبری ندارد.
۵ سوال و پاسخ به آنها از طرف ۵ طراح گرافیک که فرهنگشان مشابه و همسو با فرهنگ کشورما است :

۱) روند طراحی جلد کتاب چگونه باید باشد :
شین ماتسوگانا: چون طراحی کتاب را به‌طور کامل به عهده میگیرم، جلد آن را در آخرین مرحله طراحی می‌کنم چون در آخرین مرحله، تمام مفهوم کتاب را درک میکنم.
صادق قره مصطفی: اول متن را می‌خوانم تا آن‌را بفهمم حتی با ویراستار یا مولف یا مترجم هم صحبت می‌کنم تا ایده اصلی کتاب را بفهمم. پس ایده خود را پرورش داده و به مصورسازی آن می‌پردازم.
یوگنی کورنیف: بدون شک اول کتاب بعد روی جلد آن را طراحی می‌کنم، جلد کتاب اهمیت کمتری نسبت به کل آن دارد، جلد کتاب از داخل آن نشأت می‌گیرد، وقتی تصویر کلی معلوم شدجلد هم شکل میگیرد.
آندره باندرانیکو: از سبک کانستراکتیویسم روسی دوری می‌کنم چون با اینکه در زمان خود یک مکتب پیشرو بود ولی اکنون به عنوان ترمز برای حرکت‌های جدید عمل می‌کند، برای طراحان امروز روسیه، این سبک بسیار دورافتاده و ناهمخوان است. اول متن کتاب را می‌خوانم، سپس داستانی در ارتباط با متن کتاب خلق می‌کنم. الزاماً طراحی جلد نباید مستقیماً نماینده متن کتاب باشد بلکه می‌تواند بحث و مجادله‌ای با متن ایجاد کند. طراح باید چیزی را از متن کتاب تصویر کند که مولف قادر به گفتن آن نبوده است. جلد کتاب باید به فروش آن کمک کند در نتیجه طراحی جلد راه حلی است برای یک مشکل خاص.
بوریس تروفمیف: طراحی کتاب ارتباطی محکم با مولف دارد و این مهمترین عامل در طراحی جلد است. اخیرا کتب ارزان قیمت مد شده که طراحی جلد بدون در نظر گرفتن محتوی داخل آن انجام می‌گیرد. جلد کتاب، صورت کتاب است و صددرصد وابسته به متن. در عین خواندن خواندن کتاب ایده‌ای ناگهانی ظهور می‌کند.

۲) به نظر شما طراحی جلد کتاب یک پروژه ۲ بعدی است یا ۳ بعدی ؟ نقش عطف و پشت جلد چیست؟
شین ماتسوگانا: ۲ بعدی، مثل همه چیزهای روی کاغذ، روی جلد هم ۲ بعدی و ایستا است.ولی ترتیب قرارگیری این تصاویر ۲ بعدی از طریق تحریک قوه‌ی بینایی و ذوق خواننده، احساس پویایی خامی را در او به وجود می‌اورد. جلد کتاب از این منظر ۳ بعدی است. پس پاسخ: هر دو
روی جلد: تیتراژ ابتدایی فیلم    ـ پشت جلد: اسامی پایان فیلم    ـ عطف: برچسب روی قوطی فیلم
صادق قره مصطفی:  جلد، ویترین کتاب سه بعدی است. روی جلد، عطف و پشت جلد هرکدام کارکردهای متفاوتی دارند طراح باید برای همه سطوح و ارتباط آنها با یکدیگر به یک میزان اهمیت قائل شود.
یوگنی کورنیف: طراحی کتاب بعنوان پروژه ۳ بعدی شبیه یک پروسه است تا نتیجه. کتاب یک آسمان خراش فشرده است که متن و تصاویر دیوارهای آن را تامین می‌کنند و فضاهایی را که برایش در نظر گرفته شده به خود اختصاص می‌دهد. (کتاب= حجم)  درست مثل یک ساختمان، اگر تصاویر و متن را ماده ی اصلی کتاب فرض کنیم، به‌راحتی طراحی دیوارهای اطراف را حدس می‌زنیم
آندره باندرانیکو: من در طراحی کتاب از پشت جلد خیلی استفاده می‌کنم. چون پشت جلد ادامه‌ی روی جلد و متصل به آن است در نتیجه درست نیست که این دو را از هم جدا کنیم. شاید برای خواننده ۲ بعدی باشد اما برای طراح ۳ بعدی است.
سه حیات کتاب : زمان خربد: جلد نقش اساسی دارد. زمان خواندن: خوننده نیم نگاهی به جلد می‌اندازد. زمان نگهداری در کتابخانه: عطف نقش اساسی دارد.
بوریس تروفمیف: ۳ بعدی + بعد چهارم که قابل اندازه‌گیری نیست. وقتی کتاب را ورق می‌زنیم، خاطره‌ای تصویری در ذهن ایجاد می‌شود که صرفا دیداری نیست. تصویر با موضوع از روی جلد به روی لفاف انتقال می‌یابد ( اگر لفافی باشد ) لفاف با اینکه برای محافظت از کتاب است ولی در طراحی می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد. کلیشه پشت جلد: گنجاندن عکس و خلاصه در رابطه با نویسنده، ولی من سعی می‌کنم هنرمندانه برخورد کنم.

۳) نوشته یا تصویر؟ کدام مهمتر است؟
شین ماتسوگانا: طراحی جلد بدون مفهوم ممکن نیست، جلد بازتاب نمادین مفاهیم کتاب است. تفسیرهای کلمه نمادین: با آرامش ـ به‌طور چشمگیر ـ  ساده ـ قدرتمند و … در کارهای من رابطه نوشته و تصور رابطه متغییری است و به سبک کارم برای انتقال بصری مفاهیم کتاب به خواننده بستگی دارد. اهمیتی ندارد که کدامیک مهمتر است، این دو باید مکمل هم باشند.
صادق قره مصطفی: نوشته مهم‌تر است. بدون نوشته طراحی جلد ممکن نیست ولی بدون تصویر ممکن است.
یوگنی کورنیف: من میتوانم جلد کتاب را بدون تصویر تصور کنم. شرط یک طرح خوب استفاده از تصویر و نوشته یا هر دو نیست بلکه ایده مهم است. اگر در جلدی نوشته ها را به‌عنوان بخشی از تصویر در هم بافته شده تصور کنیم پس طراحی جلد بدون نوشته هم امکانپذیر است.مثلا جلد کتاب شامل تصویری از یک شخص با لباس کار باشد و عنوان بر روی جیب لباسش نوشته شده باشد.
آندره باندرانیکو: برای من اصل طراحی جلد است، کمپوزیسیون حروف جدا از تصویر و تصویر جدا از حروف طراحی می‌شود این کار برای من خلاصی از تابوی کانستراکتیویسم است. جلد کتاب را با انتخاب یک فونت شروع می‌کنم، فونت خیلی مهم است، نوشته خیلی اهمیت دارد. از ابتدا مشخص می‌کنم که جلد از حروف یا از تصویر تشکیل شود، سپس در کارهای من، حروف و تصویر کاملا جدا طراحی می‌شوند. وقتی از حروف استفاده می‌کنم آنها را به‌عنوان تصویر در نظر می‌گیرم، سپس آثار من می‌توانند از نوشته یا تصویر یا هر دو تشکیل شود.
بوریس تروفیموف: برای من هم نوشته حکم تصویر را دارد. من هرگز معتقد به تکرار نیستم؛ تصویر چیزی نشان دهد و نوشته همان را بگوید. این دو باید مکمل همدیگر باشند. به نظر من نوشته می‌تواند تبدیل به تصویر شده و حتی بیشتر از یک تصویر باشد.

۴) با عنوان‌های ۲ زبانه چگونه برخورد می‌کنید؟ اول نسخه‌ی زبان اصلی را طراحی می‌کنید و بعد ترجمه را اضافه می‌کنید؟ یا هم‌زمان انجام می‌دهید؟
شین ماتسوگانا: چون من ژاپنی هستم در این مواقع زبان ژاپنی در اولویت قرار دارد، ولی در روند طراحی، همزمان شروع می‌کنم.
صادق قره مصطفی: همزمان
یوگنی کورنیف: به روسی بیشتر توجه میکنم چون لاتین خود به خود زیباست ولی حروف روسی کار می‌خواهند، البته حروف روسی جالبتر از آب درمی‌آیند. اگر روسی موفق شود پس کار طراحی تمام شده است. اما اگر قرار باشد این دو کنار هم باشند و روی هم اثر بگذارند کار را همزمان شروع می‌کنم
آندره باندرانیکو: این سوال برای طراحان روسی مطرح نیست، برای ما فضاهای مثبت و منفی، نازکی و ضخامت حروف و اندازه حروف مهم است. در طراحی مهم نیست از چه زبانی استفاده شود من همیشه سعی در ایجاد تضادی در حروف بودم.
بوریس تروفیموف: اصلا مهم نیست، مثل این است که ما ۲ خط تیتر داشته باشیم یا حجم نوشته‌ها زیاد باشد. البته عوامل دیگر هم هست؛ مثلا در طراحی یک کتاب برای روسی‌ها، تیتر فرانسوی آن، بهتر است ریزتر باشد. زبان‌های متفاوت در یک کتاب باید به جالبتر شدن کتاب کمک کنند، نه اینکه خود مسأله باشند.

۵) تفاوت طراحی جلد کتاب با طراحی پوستر چیست ؟
شین ماتسوگانا: خیلی شبیه هم هستند، اگر جلد کتاب مانند چهره باشد، پوستر مانند کل بدن است. جلد ماندگار ولی پوستر بی‌دوام است. جلد را به‌دست می‌گیریم و لذت می‌بدیم ولی پوستر را از دور تماشا می‌کنیم. جلد برای کسانی جذاب است که دوست دارند به آن توجه کنند ولی پوستر برای جلب همه است.
صادق قره مصطفی: خیلی تفاوت دارد. پوستر ۲ بعدی و جلد ۳ بعدی است. پوستر دموکراتیک‌تر است ـ طراحی آزادانه‌تر ـ بین فرستده و گیرنده پیام نظارتی وجود ندارد ـ مخاطب با پوستر فاصله دارد ولی جلد را لمس می‌کند ـ جلد خریدنی است ولی پوستر نه ـ پوستر موقتی و جلد دائمی است.
یوگنی کورنیف: بدون شک چیزهایی در هر دو مشترک است. جلد کتاب مثل معما یا سوالی است که کتاب جواب آن است ولی پوستر مفهوم را یکباره منتقل می‌کند.
آندره باندرانیکو: خیلی متفاوت است. ایده در پوستر به‌صورت خودکفا وجود دارد ولی در کتاب اینطور نیست. جلد بدون کتاب معنی ندارد؛ پوستر یک مقوله‌ی ایدئولوژیک است و بیشتر خصلت تبلیغاتی دارد. اگر از ترفندی در آن استفاده می‌شود باید بیننده خیلی سریع تحت تاثیر قرار بگیرد، درصورتیکه ممکن است در طراحی جلد همان ترفند استفاده شود ولی نباید خیلی روشن و مستقیم باشد. جلد کتاب نباید بالاتر از متنش باشد، بلکه باید خصلت کشف و شهود داشته باشد. اگر جلد کتاب را به یک داستان تشبیه کنیم پوستر علامت است.
بوریس تروفمیف: به‌نظر می‌رسد تفاوتی وجود نداشته باشد هر دو از یک سیستم بصری پیروی می‌کنند و هر دو باید به صورت یک نشان قابل توجه عمل کنند. اما هرکدام خصوصیات خاصی دارند. پوستر باید به تنهایی و به‌صورت خاصی بیننده را جذب کند در حالیکه کتاب اید از میان صدها کتاب دیگر جلب توجه کند. پوستر یک صفحه بدون حرکت است که روی دیوار نصب می‌شود درحالیکه کتاب قابل حرکت و قابل استفاده است که نه تنها ارزش خود را از دست نداده بلکه می‌تواند رفته رفته ارزشمند هم بشود.

در آخر چند نمونه کتاب ایرانی و خارجی که موفق ظاهر شده‌اند مورد بررسی قرار گرفته و همچنین بررسی مختصری درباره انتشارات دیجیتال و تاثیر آن بر کتاب صورت گرفت.

اسلایدهای مربوط به ارائه:

نظرات