عکاسی و تبلیغات / واقعیت و عکاسی مستند

عصر روز پنجشنبه بیست و نهم بهمن ماه آخرین جلسه از تم عکاسی تبلیغات، گپ گرافیک با موضوع واقعیت و عکاسی مستند با ارائه‌ی الهام مصلحی برگزار شد. در زیر چکیده‌ای از ارائه‌ی ایشان آمده است:

شاید در وهله‌ی اول دو واژه‌ی مستند و تبلیغات در دو راستای متفاوت به نظر برسند، چرا که ما تبلیغات را عموما با یک سری تصاویر تبلیغاتی از کالاهایی که کاربردی هستند می‌شناسیم و این تصاویر را با عنوان تصاویر تبلیغاتی می‌بینیم.

 

2Untitled

پل آوتربريج، يقه‌ي پيراهن، ۱۹۲۲ {يك تصوير تبليغاتي كه براي شركت آي. اي. دي. (كارخانه توليد پيراهن) گرفته شده است.}

 

اما اگر بخواهيم قضيه تبليغات را بازتر كنيم و عميق‌تر به اين قضيه نگاه كنيم متوجه خواهيم شد كه تبليغات صرفا به معرفي يك كالا بسنده نمی‌كند. گاهی اوقات تاثير تبليغات یر روی انديشه و افكار ماست. عكاسی مستند در اين راستا كمك بزرگی است. عكس مستند نه خود واقعيت، بلكه تصويري كه از واقعيت گرفته شده است، واقعی جلوه می‌كند و مخاطبش را بيش از هر نوع تصوير ديگر تحت تاثير قرار می‌دهد؛ چراكه انسان دوستدار و علاقه‌مند به دانستن هر نوع واقعيتي است و عكس مستند را از آنجا كه استناد به واقعيت دارد به سادگي می‌پذيرد. از آنجاست كه در طول ساليان متمادی از پيدايش عكاسی، عكس، خصوصا عكس مستند، به عنوان تصويری واقعی از آنچه اتفاق افتاده قابل قبول براي عموم مردم است. در اين ميان عده‌ای از اين عنوان (عكاسي مستند) در جهت منافع خود و يا ديگران و يا جوامع سود جسته‌اند و تبليغاتی وسيع با عنوان عكس‌های مستند ارائه كرده‌اند كه تاثيرات بسياری داشته است كه اين به خودی خود بد نيست مگر اينكه در جهت خلاف اخلاق و فرهنگ استفاده شود. تبليغاتی از اين نوع، عموما پنهان هستند و مخاطب نمی‌داند كه در راستای تبليغاتی عظيم قرار گرفته است. دليل تغييراتی كه در طول زمان باعث به وجود آمدن فرهنگ‌هايی جديد و انقلاب‌هايی نو در بطن جوامع تاريخی می‌شود تبليغاتی از اين نوع است. اما عوامل ويژه‌ای در اين نوع از تبليغات دخيل هستند كه در كنار عكس از آن‌ها استفاده می‌شود. عواملی مانند: گزينش عكس، عنوان و نوشته‌هاي كنار عكس، چينش عكس و چگونگی ارائه عكس.

 

Untitled

ما با ديدن اين عكس سوالات متعددي در ذهن خود مطرح خواهيم كرد، سوالاتی از اين قبيل كه اين زن چه اشتباهی را مرتكب شده است كه شايسته‌ی اين تحقير عمومي است؟ عنوانی زير تصوير ارائه مي‌شود {رابرت كاپا، همدست دشمن، شارتر، ۱۹۴۴}، اين عنوان كمك می‌كند تا ما به يك سری از سوالاتمان پاسخ دهيم و احتمالا اين زن را برای همدستی‌اش با دشمن شايسته‌ی اين تحقير بدانيم، اما توضيحی ديگر به آن اضافه می‌شود، {زني با سر تراشيده، به خاطر آنكه به يك فرد آلمانی، كه دشمن فرانسوی‌های همنوع او بود، عشق می‌ورزيده، مجازات می‌شود}، شايد خودمان را به خاطر اينكه او را شايسته‌ی اين تحقير دانستيم سرزنش كنيم. اين اتفاق و يا اتفاق‌هايی از اين قبيل به مرور زمان و در اثر تداوم، ما را بر آن می‌دارد تا در رفتار خود تجديد نظر كنيم. اتفاق‌هايی از اين قبيل باعث پايه‌ريزی فرهنگ‌هايی نو مي‌شود؛ قرهنگ‌هايی كه مي تواند خوب يا بد باشد.

 

 

نظرات