سخنرانی “آیدین آغداشلو”، زمینه ساز “مکتب سوم تبریز”

ابراهیم امین‌زادهابراهیم امین‌زاده

● ابراهیم امین‌زاده

● یادداشتی به بهانه سخنرانی آیدین آغداشلو درباره مکتب تبریز

 

امروز، دوم اردیبهشت ۱۳۹۵ برابر با ۲۱ آوریل ۲۰۱۶ میلادی که آغازی بر اردیبهشت خلاق است، تبریز، با حضور آیدین آغداشلو، به “مکتب تبریز “می پردازد و با این رویداد، یخ‌های انجماد و تقلیدهنر تصویر‌گری، از هم می‌شکافد و در این بعد فرهنگی، تبریز از لاک خود بیرون می‌آید. به بیانی دیگر، در نودو چهارمین همایش گروهی از گرافیست های تبریز که “گپ گرافیک” نام دارد، با سخنرانی آیدین آغداشلو در باره “مکتب تبریز”، نخستین گام و حرکت پیشگام در توجه دوباره به هنر نگارگری و نقاشی خاص تبریز برداشته می‌شود و زمینه ظهور مکتب سوم تبریز (در تمام هنرها و ابعاد هنری فرهنگ) فراهم می شود.

مکتب تبریز،که ریشه در قرون هفتم، هشتم و دهم هجری دارد و با نام مکتب اول تبریز و مکتب دوم تبریز در تاریخ شناخته شده است.

مکتب تبریز، منحصر به تصویرگری و نقاشی نمی‌شود، حتی در خط و تذهیب و رشته‌های گوناگون هنری، و حتی در  معماری هم رسوخ می‌کند و توسعه می‌یابد.

من در ویژگی‌های هنری، مکاتب اول و دوم تبریز، بحث نمی‌کنم، که در تخصص من نیست. توجه من به یک نکته از تاریخ و فرهنگ ایران زمین (بطور عام) و تاریخ و فرهنگ آذربایجان در مفهوم خاص آن است که تبریز، همواره کانون هنر و اندیشه و جلوه گاه خلاقیت‌های هنری و فرهنگی است. و از این روی است که از سده های گذشته تا بخشی از دوران قاجار، مراکز قدرت و حکومت، نسبت به تبریز، تأکید و توجه مثبت داشتند و تبریز را کانون قدرت سیاسی- اقتصادی و مخصوصا کانون فرهنگی خود قرار می‌دادند. از این روی است که تبریز، هفت قرن تمام، پایتخت و مرکز سیاسی و فرهنگی ایران بود. و نکته در این است که علیرغم نامتجانس بودن سیاست و فرهنگ، بویژه در دوران طولانی نظام فئودالیسم در ایران و آذربایجان، فرهنگ و هنر تبریز در بطن سیاست مطلقه شاهان ایلخانی و صفوی پرورده شده است و از مرز‌های قدرت آن ها فراتر رفته است.

در زمان ایلخانان؛ توجه به تبریز، به اوج خود رسید که بسیاری از فرزندان چنگیز و هلاکو، در این خطه، خلق و خوی و حتی باورهای دینی خود را تغییر دادند و اسلام آوردند. و همین‌ها بودند که هنرشرق و هنرمندان مشرق زمین را به تبریز آوردند. بدین ترتیب، با ترکیب و امتزاج نگارگری چینی و نگارگری بومی تبریز، مکتب جدیدی دراین هنر پدید آمد که به مکتب تبریز شهرت یافت و بعد ها (در عهد صفوی)، با پیدایش مکتب نگارگری تازه‌ای در تبریز، مکتب دوران ایلخانی، مکتب اول تبریز نامیده شد و مکتب بعدی (مکتب عهد صفوی) مکتب دوم تبریز نام گرفت.

در معماری مکتب تبریز، ارگ علیشاه را که بوسیله تاج‌الدین علیشاه، وزیر غازان خان بعنوان مسجد ساخته شد، اگر باقی می‌ماند، می‌توانستیم از آثار مکتب اول تبریز در معماری به حساب آوریم. ولی با فرو ریختن سقف آن در همان زمان، ناتمام ماند و بعدها تخریب شد، و در زمان قاجار، باقی مانده ایوان جلویی بنا را تغییر کاربری دادند و آنچه را که از ارگ باقی مانده بود، تبدیل به ارگ نظامی کردند که ارگ نامیده شد.

گنبد سلطانیه را نیز که بوسیله الجایتو پسر غازان خان در حوالی زنجان ساخته شد، از آثار معماری مکتب اول تبریز می‌شناسند.

در حوزه نوشته‌ها و تصاویر کتاب‌هایی چون “منافع الحیوان ” ابن بختیشوع (۶۹۵ هجری قمری) – جامع التواریخ رشیدی اثر خواجه رشید الدین فضل الله همدانی (۷۱۴ هجری قمری) – شاهنامه “دموت ” ابوسعیدی (۷۳۱ تا ۷۳۷ قمری) از مشهورترین آثار مکتب اول تبریز است که بیشتر این‌ها در ربع رشیدی تبریز ( دانشگاه ومرکز علمی –فرهنگی ) که بوسیله خواجه رشید الدین فضل الله همدانی، وزیر غازان‌خان ساخته شده بود، تهیه شده است.

از نگارگران این دوره می‌توان از احمد موسی، امیر دولتیار، مولانا ولی الله، و محمد علی توسی کاتب را نام برد.

در سال ۹۱۶ قمری شاه اسماعیل صفوی که خود شاعر بود و “ختایی” تخلص می‌کرد، هرات را گشود و پایتخت خود را از اردبیل به تبریز انتقال داد و همه صنعتگران و هنرمندان و نگارگران و خطاطان و تزیینکاران، ازجمله استاد کمال الدین بهزاد نقاش را که پرورده دوره تیموری بود، به تبریز آورد و با جمع آوردن هنروران از شرق و همه نقاط‌، در تبریز، موجب پیدایش مکتب دوم تبریز شد.

اگر مکتب اول تبریز، از ترکیب سبک مغولی هنر تصویرگری با نگاره‌سازی و تصویرنگاری بومی و تاریخی تبریز بوجود آمد، مکتب دوم تبریز با ترکیب مکتب هرات (مکتب ساخته شده در دوران تیموری که از مکاتب غنی هنر و صنعت در دوران خود بود ) با هنر سرشار و غنی تبریز پیدا شد. قضاوت صاحبنظران در پیدایش مکتب دوم تبریز این است که هنر هرات، هرقدر در هنر ریشه‌دار و غنی تبریز اثر گذاشت، همانقدر و بلکه بیشتر، از هنر تبریز تأثیر پذیرفت که در آن مستحیل شد.

برخی از محققین، هنر تبریز در دوران آق قویونلوها را ،پیش در آمد مکتب دوم تبریز می‌دانند که مکتب ترکمانان تبریز نامیده می‌شد و مسجد کبود تبریز، از آثار معماری این دوره است. یکی ازهنرمندان این مکتب(ترکمانان تبریز) سلطان محمد تبریزی بود که به خدمت شاه اسماعیل صفوی در آمد و یکی از اساس و پایه‌های مکتب دوم تبریز شمرده شد.

“شاهنامه شاه طهماسبی” و “خمسه نظامی شاهی” و نیز آثار سلطان محمد- میرک نقاش – میر سید علی و … ازجمله هنرمندان این دوره هستند که هرسه تن از شاگردان استاد کمال‌الدین بهزاد هستند.

مکتب تبریز، تا حال تقریبا فراموش شده بود. تقریبا، هیچ تحقیق و پژوهشی روی آن نمی‌شد و جز در کتابخانه‌های متروک دیده نمی‌شد. و اگر کسانی این مکتب را به هردلیل می‌شناختند، دنبال آن نمی‌رفتند. ولی با رویداد امروز، مخصوصا با سخنرانی آیدین آغداشلو که با قاطعیت می‌توان گفت باعتبار و هنر و علمش در تاریخ هنر تصویر‌گری و نقاشی این سرزمین ،صاحبنظر‌ترین است برای اظهار نظر در این مورد، مکتب تبریز، از میان کتاب‌ها و قفسه‌های گرد گرفته کتابخانه‌ها، به میان مردم آمد و بجد مطرح شد. بعد از این با جوانان مشتاق و جستجوگر و هنرمند تبریز و آذربایجان است که این مکتب را زنده نگهدارند و نگذارند بار دیگر به فراموشخانه کتابخانه‌ها برگردد. بی‌گمان این مکتب غنی و پربار با بینش کنجکاوانه هنرمندان و هنر پژوهان تبریز و آذربایجان ( و امید وار باشیم که بوسیله هنرمندان و محققان دیگر نقاط ایران ) می‌تواند با مقتضیات و ویژگی‌های امروز جامعه و فرهنگ مردم درهمه ابعاد درهم آمیزد و “مکتب سوم تبریز” را پدید آورد. تاریخ تمام نشده است و زندگی با تمام جلوه‌های خود ادامه دارد. بی گمان، مکتب سوم تبریز، علاوه بر اعتلای هنری در تبریز و آذربایجان و ایران، در بطن خود پرورنده فلسفه نوین هنر و فرهنگ است که می‌تواند موج نوینی در زندگی مخاطبان خود بوجود آورد.

 

ابراهیم امین‌زاده
سی و یکم فروردین نود و پنج

نظرات