هویت‌ها و فردیت‌های فروکاسته بواسطه کد‌ها و نشانه‌ها

نگار آذرپویانگار آذرپویا

● نگار آذرپویا – کارشناس ارشد پژوهش هنر

● یادداشتی بر نمایشگاه انفرادی محدثه حیدری با عنوان “گذر برش‌های سکون”  در گالری ژاله

 

محدثه حیدری متولد ۱۳۷۰ تهران و فارغ‌‌التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه آزاد تبریز با برپایی دومین نمایشگاه انفرادی‌اش، در واقع نخستین گام‌هایش را در پیوستن به جرگه آرتیست‌های نوگرایی که آثاری از جنس معاصریت و بر بنیان و چارچوب‌های پست مدرن می‌سازند، برداشته و کارش در میان جامعه تجسمی تبریز پژواک یافته است.

آثار نمایشگاه در دو مجموعه کلاژ و اسمبلاژ، هر دو در قطع مربع و البته با روحیه و سازوکاری متفاوت از هم جای می‌گیرند. اما بنظر می‌رسد تمرکز این رویداد بایستی معطوف به کلاژهای پشت قاب‌های شیشه‌ای با قاب‌های سفید باشد تا سه اثر اسمبلاژی که در امتداد نمایشگاه پیشین او هستند.

001

شاید این راحتی و این جسارت در اجرا و ارائه بیش از هرچیز محصول ارتباط با پایتخت و لمس و مشاهده عینی رویدادهای هنری روز باشد. در دنیای هنر معاصر هر حرکتی مجاز و امکان پذیر بنظر می‌رسد و همزمان چارچوب‌های زیبایی‌شناسانه دچار دگرگونی می‌شود، در این دست کارها -وسیله بیان هرچه که باشد!- بیشتر رساندن مفهوم یا ایده معین به مخاطب است که اهمیت دارد و نه چگونگی ارائه آن مفهوم یا محتوا. به عبارتی، انگاره‌های مورد نظر هنرمند مهم‌تر از شیء هنری‌ست.  “هنر مفهومی همواره بر آن بوده است تا جنبه فیزیکی و ظاهری کار را تا حد ممکن تنزل بخشیده و به جای آن نیروی ذهنی ناشی از اثر هنری را تقویت کند.” [۱]در این آثار هم ایده و مفهوم، بر مواد و متریال و بر زیبایی شناسی و جنبه فرمال، اولویت دارد.

محدثه حیدری به واسطه تکنیک کلاژ و با بهره جستن از هر آنچه متعلق به  زمانه اوست، دست به ایجاد اثر تجسمی می‌زند . آنچه دستمایه کار او قرار گرفته است از قبیل موارد مصرفی همچون اتیکت‌ها و مارک‌های لباس، تکه‌هایی از پوست و بسته‌بندی تنقلاتی مانند آدامس، شکلات و بیسکوئیت، سیگار، قهوه، تکه‌هایی کاغذی از دور ریزهای یک دانشجوی گرافیک، اتود‌ها و تمرین‌های سرفصل‌های دانشگاهی، کاغذ پوستی، کاغذ شطرنجی، زیپاتون، نگاتیو (عکاسی آنالوگ)، تکه چسب های نواری و کاغذی- که خیلی راحت و سرراست لایه‌ها را در جایی میان قاب‌ها بند می‌کنند- ،زیراکس‌ها وتعدادی از عکس‌هایی که خود گرفته…  و تمام این‌ها ایماژها و تکه پاره‌هایی برخاسته از زندگی شهری و جوامع مصرفی است که خاصه در بستر پست مدرنیته معنا یافته و امکان تاویل و تفسیر  بدست مخاطب و بیننده اثر می‌دهد؛ هر تکه‌ای بمانند دال و نشانه‌ای عمل می‌کند و برآنست تا بخشی از ایدئولوژی امروز هنرمند را بی‌محابا با دیگران شریک شود. ارتباط دال و مدلول را اذهان می‌سازند و این ارتباط “ذهنی و اعتباری” است. در واقع ذهن هنرمند و ذهن مخاطب آزادانه به خلق معنا می‌پردازد.

نوعی ساختارشکنی در تمام اجزای نمایشگاه خودنمایی می‌کند؛ شماره گذاری تابلوها از عددی تصادفی ۳۲- شاید هم معنادار برای شخص او-  شروع می‌شود ، امضای پای یادداشتی که بر دیوار ورودی نمایشگاه  می‌بینیم : با عبارت “قسمتی از نوشته فردی از مردم” و متن یادداشت که آکنده از صنایع ادبی و واژه‌پردازی‌ها و پیچیده‌گویی‌های ادبیات پست مدرن است. آنچنان که با اجرای نوعی بازی‌های زبانی فهم و درک آنرا دشوار و دور از ذهن می‌سازد[۲]. و البته در کاراکتر هنرمند جوان و مدیوم و رسانه‌ای که انتخاب کرده است.

بریدن و  پاره‌کردن متهورانه (تصاویر)  اندام آدمی بوسیله دست، بداهگی را تقویت می‌کند و دخل و تصرف‌های معنادار در تصاویر یا بهتر بگوییم تجاوز به تصاویر یا ایماژها با کندن چشم‌ها، بریدن پاها و یا پوشاندن صورت…، و از همه مهم‌تر با برجسته‌سازی و پررنگ کردن “زنانگی” ها از طریق اشاره‌های مسقیم و غیرمستقیم به فیزیولوژی زنانه و  نیز با تاکید بر مد یا فشن صورت می‌گیرد.

از کاستی‌های نمایشگاه اگر بگوییم؛ بهره گرفتن از اصول و مبانی تجسمی در میزان اثرگذاری کارها و شکل دادن به بیان هنری مولف همواره اهمیت داشته است ،بنابرین قاب‌بندی‌های سراسر سفید بر دیوارهای سفید نمایشگاه و خلاصه شدن تعدادی از کارها در فرم و ترکیب‌های بداهه‌ای که فاقد لایه‌های معنایی هستند، یا هنگامیکه که جنسی از یکنواختی کسالت‌بار- به دلیل تجمع خاکستری‌های رنگی- بر آثار حاکم می‌شود و خاموش بودن تعدادی از کارها در تقابل با شعاری بودن یکی دو اثر -پرتره زنانی با آرایش غلیظ و رنگ‌های تند، تکه‌پاره‌هایی که آگاهانه انتخاب نشده‌اند و یا برخی از آنها بی هیچ توجیه و دلیلی متعلق به مجلات یا ژورنال‌های اروپایی دهه‌های پیشین‌اند و ما ناگهان می‌بینیم که عکس پرسنلی زنی چادری و احتمالا ایرانی- اسلامی در میان همان تکه‌ها و لایه‌ها زندگی می‌کند.

از سویی هم آمیزش فرهنگ‌ها و همزیستی نشانه‌هایی از بسترهای کاملا متفاوت، باز هم در بستر اصول و معیارهای پست مدرنیته و در عصر جهانی‌ شدن بلامانع بوده و بطور مثال  کد  LCW[3] در جامعه ایرانی و غیر ایرانی  معنا و مدلول یکسانی دارد و تمایزها دیگر در دهکده جهانی کمرنگ‌تر شده و  به چشم نمی آیند.

هم‌پوشانی لایه‌های کاغذی و لایه های معنایی و آشفتگی و امتزاج شان تعمدی باشد و یا تصادفی، در هر حال در نقطه تقاطع، تولید معنا می‌کنند، هرچند روایت معینی در کار نباشد. در یکی از کارها بخشی از واژه intellectual- روشنفکر- با تایپ مشکی در همنشینی با خنده اروتیک پرتره‌ای بی‌کم و کاست با دهان نیمه‌باز، نمودی از جامعه‌ای است که با روی گشاده این دو  معیار را کنار هم می‌پذیرد و گاه می طلبد.

هرج و مرج آثار محدثه به ما می‌گوید که او ذهنی معترض دارد و این نکته زمانی مصداق می‌یابد که گزاره‌اش را در مورد اثری بشنویم، که نشانه‌ها و کدهای موجود در آن اثر تنها توضیح و توجیه او از یک فرد بخصوص است! فردیتی که به همان چند نشانه تقلیل می‌یابد.

اما تکه‌های درهم آثار، بی‌شک سرنخ‌ها و نشانه‌هایی از هویت و کاراکتر پدیدآورنده نیز به دست می دهد: ژورنال‌های انگلیسی زبان، مواد و متریال هنری، اتیکت‌های لباس‌ها و بسته‌‌بندی تنقلاتی که دقیقا تطبیق می‌یابند با سن و سال، موقعیت اجتماعی و حتی سایز تن هنرمند، ایکس اسمال (XS)!

محدثه می‌گوید: پایان‌نامه کارشناسی‌اش در شکل‌گیری این مجموعه بی‌تاثیر نبوده … به نوعی می‌توان ریشه کارها را در همان نگاه انتقادی او به مقوله تبلیغات پی‌گرفت. و به تعبیری دقیق‌تر نگاهی انتقادی که متوجه مصرف‌گرایی است.

شاید اگر او آثارش را در گالری‌های پایتخت به نمایش می‌گذاشت، در میان کثرت و تکرر کارهایی ازاین جنس، به این اندازه متمایز و آوانگارد نمی‌نمود، چرا که طبیعتا پروسه خلق اثر و برپایی نمایشگاه در شهرستان‌ در قیاس با تهران، به مراتب محافظه‌کارانه‌تر و سنتی‌تر پیش میرود و به دنبال این واقعیت، خطر آن وجود دارد که رویدادهای هنری آوانگارد فارغ از ژرف‌نگری‌های درخور و طرح پرسش‌هایی از چرایی و ریشه خلق آن، تحسین برانگیز و  موجب ذوق زدگی ‌شوند.

با تمام اوصاف حرکت محدثه قابل تقدیر است. و چه بسا با تقویت ریشه‌های فکری و نظری در میان هنرمندان، این رویدادها بازتاب پررنگ‌تر و پربارتری هم خواهند داشت.

photo290024697980102744 photo290024697980102745 photo290024697980102751 photo290024697980102752

 

[۱] . پاکباز ، روئین دایره المعارف هنر، ۱۳۷۸، تهران، نشر فرهنگ معاصر.

برای مطالعه بیشتر در مورد هنر مفهومی رجوع کنید به:

آرچر، مایکل، هنر بعد از ۱۹۶۰،۱۳۸۷ ، ترجمه: کتایون یوسفی، تهران، نشر حرفه هنرمند.

 

[۲] . رجوع کنید به مفاله “چگونه پست مدرن حرف بزنیم و پست مدرن بنویسیم” از استفن کاتس، از منبع زیر:

نوذری، حسینعلی، پست‌مدرنیسم و پست‌مدرنیته (تعاریف نظریه‌ها و کاربست‌ها)، ۱۳۷۹ ، تهران، انتشارات نقش جهان.

 

[۳] . lcWikiki   یکی از برندهای معروف کشور ترکیه در زمینه پوشاک

 

این یادداشت در شماره ۲۳۸۷ روزنامه سرخاب به تاریخ یکشنبه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۴ نیز منتشر شده است.

نظرات