پوستر!؟ داوری!؟ جشنواره!؟ تئاتر!؟

فرشید امن‌اللهیفرشید امن‌اللهی

فرشید امن‌اللهی، طراح گرافیک

● یادداشتی به بهانه‌ی اعلام نتایج جشنواره‌ی تئاتر استانی در بخش پوستر

به طور معمول اگر از اکثر هنرمندان رشته‌های مختلف در تبریز این سوال پرسیده شود که جشنواره را تعریف کنند، به هر شکل جمله‌ی «سلیقه‌ای بودن» و یا حتی «داوری غیرحرفه‌ای» و شاید «مافیا» به گوش خواهد رسید!!

آیا این نوع دید برای هنرمندان برای رویدادهای خارج از کشور هم وجود دارد؟ حقیقتا خیر! چون همواره شاهد موفقیت‌هایی از همشهریان خودمان در جشنواره‌های خارجی بوده‌ایم، که در این میان شکرخدا سلیقه‌ی ما با برگزارکنندگان آن جشنواره‌ها یکی نیست و حتما این عزیزان توانایی و حتی قدرت لابی -و شاید حتی تکلم به زبان انگلیسی- در آن رویدادها را نداشته‌اند. برای مثال فیلم حیوان برادران ارک که اگر لابی وجود داشت -به حق- جایزه نخست ازآن آنها می‌شد.

پس در این جغرافیا ما با شیوه جدیدی از استرس و سوال در اختتامیه‌ها مواجه‌ایم، این دل‌نگرانی به مفهوم «خودمان به جهنم، آیا جایزه به فرد صالحی خواهد رسید!؟» که البته در تجربه چندین ساله من و دوستان همکارم در دایره وسیع طراحی گرافیک و رشته‌های دیگر هنری، مسلما جواب این سوال در این شهر – مخصوصا در جشنواره‌ی اخیر تئاتر استان – منفی است. اما بنده در این مجال اندک فقط به بررسی موضوع جایگاه پوستر در تئاتر تبریز و حتی حومه و بررسی کیفی پوسترهای این دوره از جشنواره تئاتر استانی و نوع داوری پوستر در این جشنواره از دید یک طراح اکتفا می‌کنم.

پوستر یکی از اصلی‌ترین و حتی یکی از مهم‌ترین ارکان ماندگاری یک نمایش است که نقش بسیار مهمی را در جلب توده مردم به سالن نمایش و زنده نگه‌داشتن سالن‌های تئاتر دارد، البته در این سال‌های اخیر در زمینه کنسرت‌ها و نمایش‌ها -که بخشی از ماندگارترین پوستر‌های تاریخ گرافیک جهان مدیون طراحی برای این موضوعات است- در شهر اولین‌ها شاهد جفاها و ناملایمتی‌هایی بوده‌ایم که نشات گرفته از نیت پاک برخی از مدیربرنامه‌ها و تهیه‌کنندگان- جهت اعتلای فرهنگی و عدم پرداخت هزینه به یک اثر حرفه‌ای- و بها دادن به افراد گرافیست‌نما جهت رشد کج فهمی بصری در جامعه است، که اغلب این گرافیست‌نمایان محترم منتخب توسط تهیه‌کنندگان فرق بین پوستر تئاتر و بوم نقاشی را به خوبی متوجه نمی‌شوند و باعث تکثیر پوسترهایی در سطح شهر می‌شوند که هیچ ارزش معنایی و هنری نداشته و اغلب ساده‌ترین مفهوم و دم دست‌ترین نشانه و بدترین اجرای تاریخ هنر گرافیک را یدک می کشند و جالب اینکه حضور این پوسترها در جشنواره‌ها و از همه جالب‌تر بها دادن به این نوع نگرش با اهدای جایزه به پوسترهایی که ابتدایی‌ترین مقولات مبانی هنرهای تجسمی را هم رعایت نکرده اند، خود جای شگفتی برای هر اهل هنری را دارد.

دلیل این موضوع را می‌توان از چند بعد بررسی کرد:

۱- عدم تامین بودجه برای سفارش به یک طراح حرفه‌ای: همیشه مهمترین بخش یک پروژه‌ی هنری انتخاب رسانه‌ای مناسب برای اطلاع‌رسانی به مخاطبین جهت حضور و تماشای نتیجه‌ی تلاش چند ماهه و حتی چند ساله کلیه عوامل است که این امر در ایران مهم شمرده نمی شود،  و معمولا آماده نمودن بستر این اطلاع‌رسانی، به اقوام تهیه‌کننده یا عوامل دیگر سپرده شده و شاهد این حجم از پوسترهای غیرحرفه‌ای در اکثر تئاترهای این شهر می‌باشیم؛ که شاید اگر تهیه‌کنندگان محترم کمی در سایر مخارج صرفه‌جویی نمایند، قطعا بودجه‌ی طراحی یک پوستر حرفه‌ای تامین شده و  شاهد جذب مخاطبین بیشتر و تمدید اجراهای خود خواهند بود.

البته شایان ذکر است نگارنده همواره شاهد مخارج و تلاش‌های این عزیزان با کمترین بودجه برای اجرای استاندارد آثار بوده است، ولی صادقانه اگر به چند طراح حتی با مبلغی کم‌تر از دستمزد اعلام شده در تعرفه‌ی رسمی طراحان گرافیک پیشنهاد همکاری بدهند، هستند طراحان حرفه‌ای که قبول زحمت کرده و پروژه را در سطح قابل‌قبول‌تری انجام ‌دهند؛ یادآور می‌شوم که مشخصا افراد و همکاران محترمی که در موسسات آموزشی مشغول تدریس می‌باشند، شاید همیشه گزینه‌ی مناسبی برای این امر نباشند.

۲- طراحان خود طراح‌پندار: لزوما هر فردی که بروی تصوير متنی قرار دهد و دست بر قضا شاید این شاهکارهای هنری را نیز تدریس بکند، طراح نیست! به نظر من یکی از اصلی‌ترین عوامل این وضع وخیم پوستر در تئاتر استان، همین عزیزان ادیتور می‌باشند که بنده این طیف از فعالان را خوداستادپندار نام‌گذاری می‌کنم. کسانی که در توهم طراحی به سر می‌برند، جاودانه‌های خود را توجیه می‌کنند، برای اینکه کسی به این عزیزان انتقادی نکند عالم و آدم را مورد انتقاد قرار می‌دهند، هر تلاش بی‌نتیجه‌ی خود را به سبک لهستان مظلوم منسوب می‌کنند و به خورد تئاتر مظلوم‌تر از لهستان می‌دهند و صد البته اگر لهستان کار ساز نبود، مینیمالیسم را مورد تجاوز قرار می‌دهند.

۳- داوران همه چیزدان: در تمامی دنیا هیچ گرافیستی در سمپوزیوم حجم برای انتخاب بهترین اثر رای نمی‌دهد، هیچ نقاشی را برای داوری بهترین نمایشنامه جشنواره تئاتر انتخاب نمی‌کنند ولی در تبریز همه‌ی این‌ها ممکن است با افتخار اتفاق بیوفتد!

مثلا برای انتخاب بهترین موسیقی نمایش باید حتما در جمع داوران، افرادی از جامعه‌ی موسیقی حضور داشته باشند یا حداقل فردی برای قضاوت انتخاب شود که آشنایی با موسیقی داشته باشد، برای مثال قضیه‌ی ریتم در موسیقی و تئاتر دو مقوله‌ی متفاوت است؛ شاید از لحاظ اسمی تشابه داشته باشند ولی علم به ریتم در موسیقی که یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین ارکان موسیقی به شمار می‌رود، شاید بسیار مهم‌تر از توجه به ریتم در تئاتر باشد. با این تواصیف بسیار باعث تعجب است که در این دوره از جشنواره، بنده شاهد انتخاب پوستر توسط هئیت داورانی بودم که هیچ علمی در این زمینه‌ی تخصصی نداشته‌اند! برای انتخاب یک پوستر که عنوان بهترین پوستر این دوره را یدک می‌کشد، داور مورد نظر باید از ابتدایی‌ترین اصول طراحی گرافیک آگاه باشد. وی باید اشراف کامل به ایراداتی نظیر کپی بودن برخی سوژه‌ها، استفاده از ایده و سبک‌های اجرایی تکراری و دم‌دستی و گاه سطح پایین بودن خروجی بیشتر پوسترهای طراحی شده این دوره، داشته باشد که به روز بودن این فرد از لحاظ بصری بسیار با اهمیت است. فرد انتخاب‌کننده باید حداقل این موارد را بشناسد: ریتم بصری، ترکیب‌بندی در پوستر، تایپوگرافی، تفاوت پوستر تئاتر با دیگر پوسترها، نشانه‌شناسی در پوستر با توجه به متن و شیوه اجرای کارگردان، بافت‌شناسی، لی‌اوت، تکنیک اجرا و رابطه‌ی آن با موضوع تئاتر، رنگ‌شناسی و … که متاسفانه در انتخاب بهترین پوستر این دوره هیچ یک از این موارد فوق رعایت نشده و ما شاهد انتخاب یک طرح هنرستانی با سوژه‌ای کاملا دم‌دستی و بدون فکر به عنوان بهترین طراحی پوستر این دوره بوده‌ایم که این امر اصطلاحات اوایل متن را در ذهنمان تقویت می‌کند.

یادآور می‌شوم یکی از اصلی‌ترین مواردی که باید در پوستر تئاتر رعایت شود، ارتباط زیرکانه طرح با موضوع می‌باشد، به طریقی که با استفاده از اجرای حرفه‌ای، یک علامت سوال را در ذهن مخاطب ایجاد کرده و مجبور به دیدن اثر و کشف راز پوستر نماید، که با توجه به انتخاب داوران در این دوره، لزوم وجود داوری جداگانه برای بخش آفیش نمایش شدیدا احساس می‌شد که البته انتخاب این داور هم از مشکلات عمده جشنواره‌هاست که در بعضی موارد شاهد داوری بعضی از همکارانی بوده‌ایم که کار چندان دلچسبی از آنها در طول عمر هنری‌شان دیده نشده است.

پیشنهاد این کمترین برای جشنواره‌های تئاتر استانی استفاده از پنج داور به جای سه داور و به طبع آن افزایش سطح جشنواره از لحاظ کیفی می‌باشد، سه داور برای تئاتر ، یک داور برای بخش موسیقی، یک داور برای بخش پوستر!

در کل هدف بنده از نگارش این متن یادآوری این مطلب است که هیچ‌وقت در پشت یک هنرمند بزرگ و یا نام آشنا و حتی (شاید به نظر بعضی‌ها) اسطوره پنهان نشویم، به واسطه هزینه کردن و استفاده از داوری سطح بالا (که به نظر من انجمن نمایش به وظیفه‌اش عمل کرده و کار بزرگی انجام نداده است)، دیگر بخش‌های تخصصی جشنواره را مورد ظلم قرار ندهیم و انتظار همه‌چی‌دان بودن یک شخص را نداشته باشیم.

و امیدوارم روزی برسد که بعد از دیدن پوستر تئاتر در این شهر دچار سردرد نشویم.

 

نظرات