اما آسمان پرتلائلوی ديار و شهرمان هرگز بی‌ستاره نخواهد زیست.

جمع ما جمع نوپایی است. اغلب مخاطبین ارجمند می‌دانند كه هسته‌ی اصلی گروه گپ در اوايل سال ۹۲ توسط ۵ تن تشكيل يافت. در مردادماه سال ۹۲ وقتی اولين نشست گپ گرافیک را با یک جمع مشتاق ۱۲ نفره تشكيل داديم، شايد هيچ یک از اعضای اوليه‌ی آن نشست ابتدایی تصور نمی‌كرد كه آن گام ناباورانه به اين مقاصد كلان، آنهم در اين مدت كوتاه منتهی خواهد شد. امروز پس از ۴ سال شاهد شكوه كتمان‌ناپذير جمعی متشكل و فراتر از یک هزار عضو مشتاق هستيم كه پژواک تداوم گام‌های اين جمع در عرصه‌ی جهاني طنين‌انداز شده است. اين حركت در اين بازه‌ی زمانی با توجه به بستر موجود و مقاطع پر فراز و نشيب كه پشت سر نهاده‌ايم، شگفت‌انگيز است. باليدن اين حركت و شكوفایی انديشه‌ها و به بار نشستن تصوراتی كه گاهی غيرقابل تحقق، تلقی می‌شد، بی‌ترديد از عقبه‌ی كلانی برخوردار است كه در اين جغرافيای تاریخی به همت اسلاف اين فرزندان خلف به منصه‌ی ظهور رسيده است و تاريخ گواه آفريده‌های حيرت‌انگيز آن نهنگان اقيانوس هنر است. امروزه موزه‌ها و كلكسيون‌های طراز اول پهنه‌ی جهانی به پاس نگهداری يكایک آن آثار بی‌بديل سر به آسمان می‌سايند. بگذريم كه در اين جغرافيا چه تعاملی در اين موردها داشته‌اند!!!
تبريز دهه‌های متمادی است كه مورد بی‌مهر‌ی‌ها واقع شده است، تيپاخورده‌اش در دامن خود گوهرها می‌پرورد، اگر قدردانش بودند چه‌ها گرد می‌آورد؟ گواه اين ادعا ويرانه‌های ربع رشيديه و ديگر ابنيه و از همه مهمتر مقبره‌الشعرا و آوازه‌ی جهانی آرميدگان گجيل و چرنداب و بيلانچی و حومه‌ی اين شهر هنر و ادب‌پرور است. حقايق تلخ و درد آوری در اين ميان رخ داده است. ربع رشيديه تقريبا همزمان با سوربن تاسيس شده است اما، با یک تفاوت فاحش؛ ربع رشيديه در بنيان به منزله‌ی بزرگترين آكادمي عصر خويش تاسيس شده بود و سوربن به عنوان مدرسه‌ایی كوچک برای تحصيل كودكان بی‌بضاعت، آنهم تحت نظارت كليسا. اینک قرن‌هاست تبريز دردمند نظاره‌گر ويرانه‌های آن آكادمی است و پاريس نظاره‌گر باليدن سوربن در عرصه‌ی جهان دانش. ما با اين حرمان‌ها و با اين دردها قرن‌ها زيسته‌ايم، اما آسمان پرتلائلوی ديار و شهرمان هرگز بی‌ستارگان نزيسته است. آسمان پر ستاره‌ای كه هر چه از تابناک‌ترينشان اسير خاک گشته است، باز ستاره‌گانی پر تلائلو رخ نموده‌اند. من بر اين باورم كه حتما رازی در اين ميانه هست كه قرن‌هاست اين خطه آبستن خلاقان هنر و ادب بوده است و هنوز اين زايش و پرورش دوام دارد.
گمان‌ها می‌رود كه استاد بلامنازعی چون محمد سياه قلم همان غياث‌الدين تبريزی است اگر نيست غمی نيست كه سلطان محمدها در اين شهر هنر نقاشی و كتاب‌آرایی را به عرش رسانده‌اند.
امروزه كه “دفاتر اهل حِرَف” دربار عثمانی مورد كنكاش قرار می‌گيرد، پسوند تبريزی قافله هنرمندان دربار عثمانی، چشم‌ها را خيره می‌سازد. چه‌ها از اين شهر به تاراج رفته و هنوز هم مي رود! آن خطه همواره هنرمندان تبريزی را در آغوش خويش كشيده است، امروزه جواد سليمانپور، محمد نجف زاده و … تمثالی خلف از آن سلسله‌ی سلف هستند كه در آن ديار آثاری مانا خلق می‌كنند.
اينجا تبريز است. خاكش توتيای چشم اكابر هنر و ادب. اين جمع هنرمند پير و جوان گرد آمده در محفل گپ و محافل اقماری آن، فرزندان خلف نياكان هنرمندمان در ادوار مختلف تاريخند. اين جمع اینک تاريخ هنر معاصر را رقم می‌زنند. درباری نيست و وزير و اميری باردهنده‌ی خيل هنرمندان نيست كه آن افسانه‌ها حديث تاريخ گشته است. اما همت والایی، بارگاهی گشوده است كه صله‌اش كلامی است از جنس كلام خود هنرمند. شايد والاترين اجرت هنرمند در طول تاريخ امروزه ادا می‌شود؛ در اين جمع مشتاق، در اين جمع شيفته و خلاق.

ربع رشيديه سمندروار از خاكسترش سر برآورده است، اینک اگر چه خواجه‌ای چون رشيدالدين در ميانه نيست تا ثروتی هنگفت و موقوفاتی عظيم صرف اعتلای هنر سازد و از اطراف و اكناف عالم اساتيد رو به تبريز گذارند. باری دل‌هایی به وسعت دريا آغوشی پر از مهر به قافله سالاران هنر معاصر جهان گشوده‌اند كه حضور يكایک آن مردان و زنان بلند آوازه در اين جمع خوشبختانه مثبوت است و موجب بالندگی اين جمع.
قطعا شرح يكايک امور رفته و غنای حاصله از غيرت و حميت سردمداران اين جمع در فضای مجازی مشروحا ثبت شده است و بر حجم داده‌های مربوط به اين گام‌های استوار به طور حيرت‌انگيزی افزوده می‌شود. من خواستم شمه‌ای از راز دوام پر بار اين گام‌ها را از خلال قرن‌ها به مثابه‌ی قطره‌ای از دريا ياد آور شوم و نويدگر تحقق انجمنی باشم كه ان‌شاء‌لله شاهد شكوفايی بيش از پيش استعدادها و پتانسيل نهفته شهر و جمع‌مان در اين انجمن خواهيم بود، «انجمن گفتگوی پايدار فرهنگ و هنر».

چرا برای گفت و گو اين‌همه اصرار می‌ورزيم؟ چرا نخستين گام اين جمع با گپ آغاز شد. صبح ‌های خلاق ما نيز در بستری از گفت و گو به بار نشسته است و ماحصل گپ‌های پربار گرافيست‌های مشتاق شهرمان است. در اين گفت و گوهاست كه ناگفته‌های نهفته در ضميرهايی خلاق مجال بروز می‌يابد، طرح می‌شود، به بحث گذاشته می‌شود، تبادل نظر به مفهوم خاص خويش محقق می‌شود، تجارب بزرگان هنر صميمانه در اختيار دوستداران هنر و هنرمندان شهرمان قرار می‌گيرد و حضور پربار بزرگمردان و نادره زنان معاصر در جمع شيفته‌ی شهرمان تبديل به رويدادهايی مانا می‌شود.
شايسته است ياد آور شوم كه؛ ما گنجينه‌ای معنویدر كنار دستاوردهايمان كسب كرده‌ايم. آن گنجينه اعضای افتخاری گپ گرافيک است. جمع گپ گرافيک تبريز در كنار اعضای پرتلاش خويش، مقام والای اعضای افتخاری اين جمع را از دل و جان پاس می‌دارد. هنرمندان ارجمندی چون آيدين آغداشلو هنرمند بلند آوازه كشورمان كه سفير هنر ايرانی در عرصه‌ی جهان به شمار می‌آيد.، اشتفان بوندی از اعضای صاحب نام انجمن گرافيک سويس، آلن لوكرونک، سلطان پوستر جهان و پير گرافيک، خانم لادن رضايی گرافيست صاحب نام و ايرج عليخاني عزيز كه آوازه‌اش دلگرم‌ساز اين جمع است. دل‌های بی‌آلايش اين هنرمندان بزرگ داخلی و خارجی با هنر تبريز الفتی ناگسستنی يافته است. اين جمع شايان وسعتی بيش از اين است. ما ان‌شاء‌الله به ياری ايزد ممنان دايره‌ی اعضای افتخاری گروه گپ و انجمن را در قاره‌های مختلف وسعت خواهيم بخشيد.

در پايان وظيفه خود می‌دانم سپاس‌گو‌ی ياران هميشه پرتلاش اين مجموعه، به ويژه هنرمندان پرتلاشي چون آقايان علي سيابانی، داود فخیم يوسف‌نيا، امير انتصاری و وحيد ناموری باشم كه مرا نيز به همراهی پذيرفته و در به بار نشستن نهال گپ گرافيک چنان دريا دلانه كوشيدند كه امروز در سايه‌سار آن نهال كه به منزله‌ی درختی تناور قد برافراشته است، بعد از كسب توفيق برپايی نشست‌های پربار صبح‌های خلاق كه پيوندگر حركت‌های ما با گام‌های بديع هنری اقصی نقاط جهان شده است، اينک شاهد آغاز به كار رسمی انجمن گفتگوی پايدار در عرصه‌ی فرهنگ و هنر شده‌ايم. صد البته بنيانگذاران اين تشكل‌های هنری فرهنگی قدردان چهره‌هايی است كه در تداوم گام‌های اين جمع از هيچ مساعدتی دريغ نورزيدند؛ به ويژه جناب دكتر شهرتی‌فر فرماندار فرهيخته و هنر دوست و اديب شهر تبريز؛ معاونت محترم سياسی – اجتماعی ايشان جناب مهندس سعید برزگر كه حقيقتا ياری‌های صميمانه و دلسوزانه ايشان در تحقق گام های گروه گپ نقش حياتی دارد. جناب حاج سعيد جلالی اين چهره‌ی خيّر و انديشمند شهرمان كه همواره در تحقق آرمان‌های اصحاب هنر و ادب همّت والايی بذل كرده‌اند و جای دارد از سيمای دلسوز و كاردان و انديشه ورزی چون جناب حميد چميده‌فر قدردانی‌ها كنيم كه در حوزه‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرمان گشاده‌روی و گشاده‌دست حرمت هنرمند و اديب اين شهر را پاس می‌داشت. اگر چه اينک از آن موقعيت اجرايی دست شسته و در گوشه‌ای خلوت گزيده‌اند، باری قافله‌ی هنر و ادب همت والا و سعی وافر ايشان را در پيشبرد امور هنری و علمی ادبی هرگز فراموش نخواهد كرد. و همچنین جناب استاد سرابی عزیز که همواره ما را در این امر همراهی نموده‌اند.

به امید آینده‌ای روشن برای فرهنگ و هنر این مرز و بوم.

نظرات