من دلم سخت گرفته ست از این میهمانخانه مهمان کُشِ روزش تاریک

سارا نخعیسارا نخعی

● سارا نخعی، طراح گرافیک
● یادداشت انتقادی به برخورد ناصحیح مسئولین حاضر در افتتاح نمایشگاه پوستر با موضوع «جهانی بدون مرز»

من دلم سخت گرفته ست از این میهمانخانه مهمان کُشِ روزش تاریک
“نیما یوشیج”

“نمی‌دانم باید به چه کسی اعتراض کرد و یا سر در دهانه‌ی کدام چاه برد و فریاد زد که “چه بر سر تبریز مان آمده است ” ؟
تبریز ، در خواب و رویا و خودبزرگ بینی عجیبی به سر می برد. همگی تاریخ گذشته این شهر را علم کرده ایم و دوره می گردیم که ما این بودیم و آن! حتی نیم نگاهی به حال و روز فرهنگ امروزمان نداریم .
در هفته جاری ، تبریز را و مخاطبان مان را از سه رویداد مهم فرهنگی خبر دادیم . برگزاری نمایشگاه بین المللی فورتومار ، رونمایی و سخنرانی مجله ی وزین “آنگاه” به سردبیری آقای آرش تنهایی و برگزاری ورکشاپ “خودت را بشناس ، شهرت را بشناس”.
گروه یاد، برای سومین سال متوالی است که نمایشگاه فوورتومارو را به همت خود به برگزار می کند . در همین جا از این گروه تشکر میکنم .

اما در این مراسم کاستی های زیادی به چشم می خورد؛ مسوولانی که این جریان را به نام خود تمام کردند و در جهت منافع شخصی برآمدند؛ مراسم را بعد از سخنرانی اختصاصی خود نیمه تمام رها کرده و میهمان مدعو را با تریبون و صندلی هایش در یک مجتمع کاملا بی روح و عاری از فضای هنری تنها گذاشتند .
در تبریز هستند کسانی که دغدغه های کاملا فرهنگی دارند و دل به حال فرهنگ و هنر این شهر سپرده اند و تمامی توان خویش را به کار می برند تا شاید مرحمی باشند بر کاستی های این شهر ؛ اما سکان دار اصلی این حرکت های اجتماعی و فرهنگی به دست مسولانی سپرده شده که چندان با مشکلات هنر مند و معضلات محیط هنری این شهر آشنا نیستند.
هر حرکت اجتماعی در قدم اول نیازمند اخلاق است .
اخلاق را می توان شامل اخلاق اجتماعی، اخلاق شخصی، اخلاق سیاسی و اخلاق حرفه ای که معمولا برای هنرمندان یا ورزشکاران، پزشکان و روشنفکران به کار می برند را تلقی کرد که همه اینها در یک جامعه به صورت محسوس و نامحسوس با هم در ارتباط هستند.
اخلاق شخصی در محیط کاری جامعه ما به جای رشد و شکوفایی رو به ابتذال گذاشته است و بحث منفعت طلبی در همه امور خود را نشان می دهد. بعضی ها تشنه شهرت هستند، بعضی ها جنون قدرت دارند، بعضی ها از پایه و اساس با همه مشکل دارند و این افراد که ریشه اشکالات را همیشه از سوی دیگران می بینند، غافل از این هستند که اولین مشکل “خود” شخص او هست.
در چنین شرایطی برای رسیدن به اوج در هر کجا و هر عرصه ای که هستیم باید از ویران و تخریب یکدیگر دست برداریم.
ما به جای فرهنگ سازی صداقت به فریب دادن و دروغ گفتن به یکدیگر بدون اندیشیدن به عواقب بحرانی آن پرداخته ایم. راه زشت و ناپسندی که خلاف ذات انسانی و انسانیت است.

اخلاق حرفه ای نوعی تعهد اخلاقی و وجدان کاری نسبت به هر نوع کار، وظیفه و مسئولیت است. اخلاقی بودن درحرفه حاصل دانستن، خواستن، توانستن و نگرش است.
زمانی می توانیم برای کارهای که انجام می دهیم ارزش گذاری اخلاقی بکنیم که آن عمل در جامعه بازتاب و نتیجه مثبتی برای جامعه داشته باشد. و همه از آن بهره ببرند. شاید هنرمندی یا استاد دانشگاهی یا ورزشکاری یا حتی یک “شهروند عادی” کار بزرگی انجام می دهد و این عمل باعث تشویق دیگران می شود. در اینجاست که می توانیم برای این مساله ارزش گذاری بکنیم.
اگر اخلاق به عنوان یک فضیلت ، رذایل ، زشتی وزیبایی در نظر بگیریم، این اخلاق از درون خانواده شکل می گیرد و فراموش نکنیم که اُس و شالوده شکل یک جامعه خوب ، خانواده خوب هست و البته بازخورد، دو سویه هست. اگر برنامه های هنری که در شهر تبریز برگزار می شود با کاستی روبروست نشانگر بی مهری در درون خانواده ی هنرمندان است .
در محیط کار به جای اینکه فرهنگ همکاری را ترویج بدهیم متاسفانه همیشه روبه روی هم قرار می گیریم و برای رسیدن به مراحل بالاتر یک دیگر را پله ترقی برای خود قرار می دهیم.
این سخن هم به گزافه نیست که همه چیز از جزء آغاز می شود. همگی جزء را باید در نظر بگیریم و یک فرهنگ وسیع اخلاق مداری را برقرار کینم.
واقف باشیم به این اخلاقی زیستن و امیدوارم باشیم برای بهبود این حرکت اجتماعی و فرهنگی وهنری در تبریز .

 

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *