وقتی هنر، خودش را می‌بلعد!

ابوذر محمدیابوذر محمدی

• یادداشت ابوذر محمدی؛ طراح گرافیک
• نقد و بررسی پوسترهای جشنواره‌ی فیلم فجر به بهانه رونمایی از پوستر سی و ششم

بهمن ماه هرسال جامعه‌ی هنری و علی‌الخصوص سینمایی کشور رنگ دیگری دارد. ماهی که خانواده‌ی گرافیک را هرسال از اکوسیستمش ناراضی‌تر می‌کند. کشوری که تنها از هنرش همان شعر «نزد ایرانیان است و بس» مانده و هرآینه می‌رود تا به یک خودکشی دسته‌جمعی تن دهد!

وضعیت به همین بغرنجی‌ست. اغراق نمی‌کنم!

چند سالی‌ست که فجر گرافیک در جشنواره‌ی فجر غروب کرده و پشت کوه کارفرمایان غیرهنری تنها به شفقی کم‌سو نفسی می‌کشد!

جشنواره فیلم فجر که حالا به هردلیلی بین‌المللی هم نیست از سال ۱۳۶۱ در میانه‌ی بهمن در پایتخت و توسط بنیاد سینمایی فارابی برگزار می‌شود.

 

 

پیشینه‌ی این جشنواره به جشنواره بین‌المللی فیلم تهران بر می‌گردد که قبل از انقلاب شش دوره به همت دفتر فرح پهلوی برگزار شده بود!

از سه سال پیش بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر از بخش ملی جدا شد!

تاکنون ۳۵ دوره از این جشنواره برگزار شده و ۳۵ پوستر مختلف برای هردوره طراحی شده است . در ادامه به بررسی روند پوسترهای جشنواره خواهیم پرداخت.

از جشنواره اول که بگذریم، جشنواره‌های دوم تا هشتم بر مبنای مفاهیم آزادی و استقامت و بنا بر هویت ملی جشنواره شکل گرفته است. جشنواره‌ی هشتم با رونمایی از سیمرغ ابراهیم حقیقی هویت جدید و اساطیری‌ای به جشنواره می‌بخشد. همگامی پرندگان و استقامت ۳۰ پرنده تا رسیدن به هدف مشترکشان تمام همان معانی‌ای که سیاستگذاران جشنواره می‌خواستند را در قالب یک المان تصویری بیان می‌کند.

 

 

 

بعد از تولد سیمرغ، یک پوستر درخشان از ابراهیم حقیقی جشنواره‌ی نهم را افتتاح می‌کند، پوستری با لی‌اوت بهتر، جسارت بیشتر و طراحی چشم‌نوازتر سیمرغ را به هویت جشنواره گره می‌زند.

همه‌ی حرف‌های این سیمرغ همین‌جا تمام می‌شود . اصرار کارفرما یا طراحان گرافیک به استفاده از آن در دوره‌های بعدی نه تنها سبب خلق پوسترهای خوبی نمی‌شود ، که مخاطب را به یک تصویر تکراری عادت می‌دهد. تکرار ملال‌آوری که تا به امروز نه گریبان مخاطب را رها می‌کند ، نه سیمرغ را و نه جشنواره را…

 

 

 

تصویرسازی خوبی که اصل هویتی و لوگوی جشنواره محسوب می‌شود، حالا در فرم‌های گوناگون  اصل جشنواره را فراموش می‌کند و در دوره‌های مختلف (دهم ،دوازدهم ،پانزدهم و…) دست از سر مخاطبش بر نمی‌دارد!

در این بین پوسترهای خوبی هم با سیمرغ طراحی می‌شود ، اما مساله اینجاست که هیچ یک رنگ و بوی سینما به خود ندارند، سیمرغی که یکبار حرفش را زده است، تمام و کمال، حالا با هر زبان و لهجه‌ای حرف بزند باز تکراری‌ست!

هویت سینمایی جشنواره‌ی فجر نه تنها تحت تاثیر سیمرغ، که تحت تاثیر رویدادهای مذهبی همزمان با جشنواره در دوره‌های مختلف نادیده گرفته می‌شود.  (همزمانی جشنواره با ایام ماه مبارک رمضان و محرم  در چند دوره)!

 

 

 

با گذر از ایام مذهبی و اتمام دوره بیست و هفتم دوباره هویت سینمایی به پوستر جشنواره بر می‌گردد. طرح متفاوت مسعود نجابتی در دوره بیست و نهم همه را امیدوار کرده است که رونمایی از پوستر سی‌ام (شناسنامه ابراهیم حقیقی) این امید را کور می‌کند.

گویی دوباره سیمرغ متولد شده است و در پوسترهای سی و یکم، سی و دوم (مهدی سعیدی) و سی و سوم ( طاها ذاکر) تمام هویت سینمایی جشنواره را به نفع طراح می‌بلعد!

 

 

 

یک تقلید خوب از جشنواره‌ی کن (یادبود هنرمندان فقید) تنها با اجرای بد در دو دوره‌ی سی و چهار و سی و پنج جشنواره‌ی فجر می‌تواند سریال ناکامی‌های پوسترهای فجر را کامل کند!

البته بزرگمهر حسین‌پور و مجید برزگر شاید اگر کمی در دوره‌ی بیست و چهارم و پوستر خسرو شکیبایی با هم مهربان‌تر بودند، پوستر دوره‌ی بیست و پنجم از یک گروه ۵ نفره، به افتضاح پوستر منقش به تصویر گریان علی حاتمی و موج گسترده‌ی انتقادات عام و خاص به کلیات و جزئیات آن ختم نمی‌شد!

 

 

انتقاداتی که باعث شد این‌بار، سیمرغ از آب سر برآورد!

طراح این پوستر سعی کرده با آب‌های رنگی، به پوسترش آب و رنگ بدهد!

لی‌اوت بد و ابتدایی این طرح با رنگی که ساز خودش را می‌زند، دریای خروشان، پس‌زمینه‌ی بی‌روح، بدون هیچ عنصری که راوی سینمایی بودن جشنواره باشد!

حال گرافیک جشنواره‌ی سی و ششم فجر با هر توضیح و توجیهی باز هم بد است…

شباهت عجیب فرمی به تبلیغ یک برند آب معدنی هم نکته‌ای ست که باید مدنظر آن برند محترم قرار گیرد!!

فقط و فقط دوست دارم این مطلب را با یک پیام برای مسئولان برگزاری به پایان برسانم:

دست فتوشاپ‌کاران اطرافتان را می‌بوسیم، بدحالی مسری ست، لطفا سینمای بدحالتان را  به گرافیک ما گره نزنید! به جای سفارش به دوستانتان، کمی تحقیق و جستجو کنید! شاید یک پوستر خوب بتواند حال تمام سینمایتان را (ولو در طول یک جشنواره) بهتر کند!

 

 

نظرات