دلقک/ روشنفکر/ هنرمند

الهام حسن‌زادهالهام حسن‌زاده

الهام حسن‌زاده، پژوهشگر هنر

● نقدی بر نمایشگاه سعید معیری زاده، رساله ای در باب شکوه نادانی، گالری ساربان

امروز کم نیستند هنرمندانی که تلاش می‌کنند در آثار خویش ارتباط و نسبت جهان بصری مدرن را با سنت‌های تصویری فرهنگ ایرانی کاوش کنند. اگر چه به باورِ من تمایزی است میان آثار هنرمند داخل با هنرمند خارج از وطن، اما بی‌شک مسئله‌ی هویت از دغدغه‌های کلیدی این دست آثار است. سعید معیری‌زاده در مجموعه‌ی اخیر خود «رساله‌ای در باب شکوه نادانی» که در گالری ساربان به نمایش در آمده است، دغدغه‌ی هویت را در نسبت با مضامین دیگری چون اسطوره، تاریخ، روایت و جنگ به تصویر می‌کشد. این مضامین نه هر یک جدا از دیگری بلکه شبکه‌ی پیچیده‌ای فراهم می‌آورند که هدفش افشاگری است. چنانکه فواد نجم‌الدین کیوریتور این مجموعه، می‌نویسد: «نمایشگاه حاضر، حاصل جست و جوی هنرمندی پرورش یافته در جهان تصویری و سپهر هنر ایران است که کوشیده به جهان بصری نوینی پای بگذارد، تا قالب‌های بیانی را در هم بشکند و پیوند نامیمون نظام سلطه با جهل و نادانی را چه در صورت‌های شکوهمند اسطوره‌ای و آسمانی، چه در قالب‌های سخت‌افزاری و تاریخی یا الگوهای نوین مصرف، به چالش بکشد».

به اعتقاد من این مجموعه در سه سطحِ صورت، محتوا و کنش، پیام‌آورِ جنگ است. به لحاظ صوری دو شیوه بیان متناقض در کنار هم می‌آیند، یکی اکسپرسیونیم انتزاعی که خصوصا امریکایی است: «حس گسترده‌تری از مقیاس در انطباق با پهناوری امریکا، زمختی، سادگی و بی‌آرایگی در نحوه رنگ‌گذاری، حاکی از فرهنگ کمتر نزاکت‌گرا و کمتر لذت‌جویانه در قیاس با آنچه مثلا در فرهنگ و و هنر فرانسوی می‌توان یافت»*. و آن دیگری شیوه‌ای است که می‌خواهد تداعیگرِ یا جلال و شکوه نگارگری ایرانی و یا سنت فیگوراتیو غربی باشد. اکسپرسیونیسم انتزاعی و نقاشی فیگوراتیو دو شیوه‌ای است که هرگز قرار نیست در آثار او به وفاق رسند. و مرزهای‌شان به طرزی زمخت در حال جلوه‌گری است(تصویر ۱) . در سطح محتوا، معیری‌زاده ابزار آلات جنگ، چون نیزه(تصویر ۲) و چاقو (تصویر۳)، همچنین مضامین جنگاوری و پهلوانی را به خدمت می‌گیرد(تصویر ۴). و در نهایت بهره‌بردن از تمهیدات فرمی و محتوایی درپی افشای پیوندِ میانِ تاریخ، روایت، اسطوره و نظام سلطه، خود کنشی متعارض می‌گردد. تناقض، تعارض و کشاکشی که عنوان مجموعه نیز هوشمندانه بر آن موکد است: رساله‌ای در باب شکوه نادانی. کنشی که با توسل به خشونتی آشکار به آشکارگی خشونتی پنهان گام می‌نهد، از تبدل ارزش‌ها و فرهنگ‌ها به ایدئولوژی‌ها و مشغولیت آنها در چرخه‌ی اسطوره‌آفرینی سخن می‌گوید(تصویر ۵: کاوه آهنگر). اما معیری‌زاده خلاف آنچه سنت کهن روایت‌گری است خط داستانی مشخص و پیش رونده‌ای در پیش نمی‌گیرد، بلکه مخاطب را به مشارکت طلبیده، و با روایتی مثله شده مواجه می‌کند، که در شوق بازکشف تکه‌تکه‌های آن، لزومی بر کنار هم آوردنش نیست.

چیدمان تالار آینه(تصویر ۶)؛ در چالش کشیدن سنت تصویری کهن پا فراتر می‌گذارد. این چیدمان مشتمل بر بوم‌هایی است که درون چارچوب‌های مکعب شکل از جنس آینه گرفتار آمده‌اند. علاوه بر آنکه مفهوم آینه، استعاره‌ای از هویت است، ساختار مکعب شکل آن، امکان تکثیر فزاینده تصویر را فراهم آورده است.  به گونه‌ای که اثر/ قاب و به تعبیر دیگر حاشیه/ متن را به چالش می‌کشند(تصویر۷). تنها مکعبِ ردیفِ نخست، تصویر ته مانده‌ی سیگاری است که معلوم نیست بر کرباس بوم، آن گستره سفید رنگ،  خاموش می‌شود و یا ماده‌ی خامی را که بر آن نقش می‌بندد، به آتش می‌کشد. به نظر می‌رسد که آتش سیگار در شباهت با سم گاوی است که از حافظه‌ی کهن می‌آید، اساطیری که خاموشی نمی‌گیرند بلکه در قالبی نوین شعله می کشند و تکثر یافته، به حیات خویش ادامه می‌دهند. اما دلقک/روشنفکر(تصویر ۸) در نمایش خود از بازنمایی خنده‌آور این نظام تهوع‌آور بازمانده، کارآیی‌اش تمام شده و در چرخه بی‌امان تولید، تکثیر، توزیع و مصرف گرفتار آمده است. وضعیتی بس مضحک و دردآور که روح خاص جهان سرمایه‌داری و دنیای پسااستعمار است. دنیایی که تقدس از میان رفته، همه چیز تبدیل به کالای مصرفی می‌گردند. روح جهان جدید استفاده از تمامی نهادهای اجتماعی و به تبع آن مردم، برای اعمال قدرت، هدایت جامعه و کسب سود بیشتر است.  جهان پسااستعمار دیگر کشور مستعمره و استعمارگر نمی‌شناسد، چرا که این جهان، مسیر زندگی مردم، هر آن جا که باشند را هدایت می‌کند. و به طرزی آیینی، مصرف را ارزش می‌سازد. کلیسایی جهانی، که مبلغین آن بازارهای مصرف (تصویر ۹)  و خدایان سرمایه‌داری است. خدایانی که وجهه‌های ایمانی خویش را در فتیش‌های ذهنی این افراد، رمزگزاری می‌کنند و توهم تنوع را در وضعیتی پر آشوب و دیوانه‌وار بنا می‌سازند.

دلقک/ روشنفکر کسی است که نظام‌های بازنمایی را به استهزا گرفته و برساخته‌ها را افشا می‌سازد. دلقک، همان هنرمند است، که نظام نشانه‌ای متن خویش را بر ملا می‌سازد. او به مانند بیننده‌ی اثر، هم بیرون و هم درون متن قرار دارد، در درون این زوال تکثریافته، می‌میرد و شاهد مرگ خویش است.

*صحاف زاده، علیرضا، (۱۳۸۸). هنر هویت و سیاست بازنمایی: مطالعه‌ای در تاریخ اجتماعی هنر امریکا، تهران: بیدگل.

 

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *